ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٢ - مقصود
شايسته شكر گذارى و تحميد است زيرا تمام نعمتها از او بوده و بنا بر اين انسان مديون پروردگار بوده و همانند دين بايد قرض خود را اداء كند و وظيفه خويش را انجام دهد.
(وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ): بياد آور و بمردم بگو اى محمد ٦ هنگامى را كه لقمان بفرزند خويش گفت، و ممكن است «اذ» متعلق به «لقد آتينا» بوده و معنى چنين باشد كه چون حكمت به لقمان داديم او بفرزند خويش گفت:
(وَ هُوَ يَعِظُهُ): در حالى كه او فرزند خويشتن را موعظه مينمود و باو ادب و شايستگى را مىآموخت.
(يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ): اى پسرك من هرگز بخداوند شرك نورزى و براى او در عبادت همتايى قرار ندهى.
(إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ): البته شرك ستمى بزرگ است و البته ريشه ظلم از نقصان گرفته شده و هرگز واجب الوجود متصف به نقصان نخواهد بود پس آنكه براى خداوند شريك قائل شده در حقيقت وظيفه خود را نسبت به شناخت توحيد پروردگار انجام نداده و از اينجهت ناقص و ظالم خواهد بود. و بعضى گويند مقصود آيه آنست كه با اعتقاد بشرك بنفس خود ستم نموده و آن را نابود كرده است.( وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ): و سفارش نموديم بانسان در باره پدر و مادرش، در اينجا چون خداوند امر نموده بشكر نعمتهاى خويش لذا با اشاره خواسته تذكر دهد كه شكر هر منعم واجب و لازم است و بدين جهت از پدر و مادر- كه در باره فرزند احسان ميكنند- سخن بميان آورده و بر ما واجب نموده كه از والدين اطاعت نموده و سپاس آنان بجاى آوريم و بنكويى با آنها رفتار كنيم، و از اينكه سپاس والدين را بدنبال سپاس خود قرار داده بدانجهت است كه خداوند آفريننده انسان و والدين وسيلهاى براى آفرينش و حفظ آن ميباشند.
سپس خداوند اهميت مادر و زحمتهاى او را تذكر داده ميفرمايد:
(حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ): باردار شد او را مادرش سستى بروى سستى