ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٣ - مقصود
(وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ): و نبودى تو اى محمد ٦ قبل از قرآن بتوانى- كتابى بخوانى.
(وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ): و نبودى كه- بتوانى- كتابى بدست خويش بنويسى.
(إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ): در اين صورت نادرستان و بيهوده گويان شك مينمودند يعنى اگر تو ميتوانستى بخوانى يا بنويسى، آن وقت نادرستان راه ديگرى را در تشكيك نبوت تو بدست آورده و در ايمان مردم ضعيف تشكيك ميكردند و بتو ميگفتند آنچه را كه براى مردم ميخوانى از كتابهاى پيشينيان جمع نمودهاى.
اما اكنون كه مولد و نشو و نماى تو همانند آنان است و- درس نخوانده- چيزى (قرآنى) آوردى كه آنان از آوردن مثل او عاجزند، واجب است بر آنان تا بدانند كه البته از ناحيه خداوند ميباشد، نه از تو، زيرا عادتا محال است كه شخصى بين ملتى كه همه احوالش را از تولد و دوران كودكى و جوانى و سفر و حضر ديدهاند، زندگى كند و در نزد كسى درس نخوانده و نوشتن نياموخته است، آن وقت كتابى و آئينى آورده كه همه را عاجز نموده و همانند او نتوانند بياورند.
«سيد مرتضى علم الهدى قدس اللَّه روحه» گويد اين آيه بهترين دليلى است كه پيامبر ٦ قبل از نبوت خواندن و نوشتن را نميدانست و اما بعد از نبوت باعتقاد من حضرتش بهر دو آگاهى داشت.
و ظاهر آيه نيز موافق با اين نظر است زيرا دانايى به خواندن و نوشتن را نفى ميكند و ذكر تعليل در آيه(إِذاً لَارْتابَ) هم چنين اقتضا ميكند زيرا اگر آن حضرت قبل از نبوت باسواد بود و خواندن و نوشتن ميدانست در اين صورت نادرستان قريش در رسالت آن حضرت شك مينمودند و اما بعد از بعثت شكى نبود زيرا ممكن بود از «جبرائيل ع» تعليم گرفته باشد.
(بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ): بلكه آن قرآن دلالتها و راهنمايىهاى روشنى در سينههاى دانايان ميباشد.
«حسن» گويد مقصود پيامبر ٦ و مؤمنين هستند كه قرآن را بخاطرها حفظ