فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - گفتارى در حكم تشريح سيدمحسن خرازى

بله، اگر مصلحت نظام اسلامى به كسب مهارت پزشكى يا فراگيرى براى بالابردن سطح علمى بستگى داشته باشد، به گونه اى كه اگر حاكم اسلامى اين مصلحت را در نظر نگيرد، خائن به مصالح امت قلمداد مى‌شود، تشريح بدن ميّت مسلمان درجايى كه راه ديگرى دربين نباشد رواست؛ نظير آن كه كوتاهى كردن در بالابردن سطح دانش پزشكى ضعف اسلام و مسلمانان را به همراه داشته و نيازمندى به دشمنان و در نتيجه زمينه چينى براى سلطه بيگانگان را به دنبال آورد. دراين صورت تشريح جايز است؛ زيرا مراعات آن دسته از مصالح عمومى كه شارع مقدس به كوتاهى كردن در باره آنها يا ترك آنها رضايت نمى‌دهد، از جمله امورى است كه حاكم اسلامى ملزم به انجام آنهاست. (٣٠)

مورد سوم: هرگاه تشريح يا شكستن اعضاى ميّت به گونه اى باشدكه مصلحت آن به خود ميّت بازگردد، نظير آن كه به خاطر سببى همچون وقوع زلزله يا امثال آن بدن مسلمان ميان اشيا به گونه اى مانده باشد كه بيرون آوردن آن بدون قطعه كردن يا شكستن يا راه هاى مشابه ديگر ممكن نباشد. دراين صورت بدون اشكال تشريح جايز، بلكه واجب است؛ زيرا تجهيز ميّت بدون آن ميسّر نيست و تشريح دراين صورت با رعايت احترام ميّت منافات ندارد؛ زيرا وقتى مصلحت تجهيز به خود ميّت بازگردد، تشريح به معناى بى احترامى و اهانت به مسلمان نخواهد بود. چنان كه اين كار مثله نخواهد بود؛ زيرا مثله ـ چنان كه بيان شد ـ به منظور گوشمالى و كيفر انجام مى‌گيرد. بنابراين تشريح بدن ميّت مسلمان مستلزم بى احترامى به ميّت نخواهد بود؛ بلكه بايد گفت: واگذاشتن ميّت به حال خود و ميان اشيا مستلزم بى حرمتى به مسلمان است. از اين رو سيره عقلا، بلكه سيره متشرّعه براين قرار گرفته كه درموارد مذكور ميّت را خارج ساخته و تجهيز مى‌كنند.

البته اگر مسلمانى درچاه جان دهد و بيرون كشيدن او ممكن نباشد، مى‌بايست چاه را پركنند و همان را قبر او قرار دهند. چنان كه روايت علاءبن سيّابه براين مطلب دلالت داشته و گروهى از فقها طبق آن فتوا داده اند.


(٣٠) مفصل بحث در باره تشريح را در مجله نور علم نگاشته ايم ؛بدان جا رجوع شود.