فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٣ - گفتارى در حكم تشريح سيدمحسن خرازى

شكافته شده و طفل بيرون آورده مى‌شود. (٢٦)

هـ) درتهذيب از ابن ابى عمير از ابن ابى أذينه آمده است:

مى بايست طفل خارج و شكم مادر دوخته شود. (٢٧)

روايات ديگرى نيز دراين باب رسيده است. به نظر مى‌رسد اين روايات به بناى عقلا كه در تزاحم بين مهمّ و اهمّ، جانب اهم را مقدم مى‌دارند، رهنمون است و اهمّ در اين جا حفظ حيات است كه اگر با حرام ديگرى تزاحم پيدا كند، برآن مقدم مى‌شود.

به هر روى اشكالى نيست كه هرگاه حفظ حيات مرد يا زن مسلمان تنها بر شكافتن يا تشريح بدن ميّت مسلمان متوقف باشد به گونه اى كه راهى ديگر جز شكافتن و تشريح دربين نباشد، تشريح جايز است.

بدين خاطراست كه استاد ما امام خمينى(ره) مى‌فرمايد:

هرگاه حفظ حيات مسلمانى به تشريح بستگى داشته باشد و از طرفى تشريح بدن ميّت غير مسلمان ممكن نباشد، ظاهرا تشريح بدن مسلمان جايز است. (٢٨)

سؤال: آيا تشريح يا شكافتن بدن مسلمان براى حفظ حيات مرد يا زن مسلمان تنها در جايى رواست كه بدانيم اگر اين كار انجام نگيرد، آن مسلمان خواهد مرد يا آن كه صرف خوف برمرگ كافى است؟

جواب: از ظاهر برخى روايات همچون روايت وهب بن وهب به دست مى‌آيد كه خوف برمرگ كافى است. افزون بر اين مقتضاى وجوب حفظ آن است كه افزون بر علم، موارد خوف عقلايى نسبت به مرگ مسلمان نيز مراعات شود؛ زيرا بدون چنين مراعاتى چنان كه هويداست مفهوم حفظ صادق نخواهد بود. ديگر آن كه اگر قرار باشد حفظ نفس تنها درجايى واجب باشد كه ما علم به مرگ آن مسلمان داشته باشيم، در بسيارى از موارد انسان مرتكب مخالفت واقعى خواهد شد.


(٢٦) وسائل الشيعه، ج٢، ص٦٧٤، باب٤٦ از ابواب احتضار، ح٨.
(٢٧) تهذيب، ج١، ص٣٤٤.
(٢٨) تحرير الوسيله، ج٢، ص٥٦١.