فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١ - گفتارى در حكم تشريح سيدمحسن خرازى

موارد جواز تشريح

مواردى به شرح ذيل از حرمت تشريح استثنا شده است:

مورد اوّل: هرگاه حفظ حيات مسلمان به تشريح بدن ميّت مسلمان ديگر بستگى داشته باشد. نظير آن كه گروهى از مسلمانان به بيمارى كشنده اى مبتلا شده و برخى از ايشان جان بازند و تشخيص بيمارى و يافتن راه معالجه تنها در صورتى ميسّر باشدكه بدن ميّت مسلمانى كه به سبب همان بيمارى جان باخته تشريح شود. همچنين نظير آن كه بچّه درشكم مادر بميرد و حفظ حيات مادر منوط به آن باشد كه بچه را با بريدن يا شكستن اعضا يا روش هاى مشابه ديگر بيرون آورند يا آن كه به عكس مورد پيش، مادر مرده باشد و تنها راه حفظ حيات طفل شكافتن شكم مادر باشد. درتمام اين موارد تشريح جايز است، صاحب جواهر درمورد مثال آخر ادعا كرده است كه هيچ نظريه اى مخالف با جواز تشريح بدن مادر وجود ندارد.

سه دليل براى جواز تشريح ـ در جايى كه حيات مسلمان منوط به آن باشد ـ مى‌توان اقامه كرد:

١. مقتضاى قاعده تزاحم ـ كه مورد قبول عقلا در امور است ـ مقدم داشتن جانب اهم است و پيداست كه در تزاحم حرمت تشريح و وجوب حفظ جان مسلمان، حفظ جان، اهم مى‌باشد.

٢. تتبّع در نصوص و فتواى فقها در ابواب گوناگون فقه گواهى مى‌دهد كه حفظ نفس محترم يكى از مهم ترين واجبات و بديهيّات فقهى قلمداد شده است. هرچند كه اين حفظ منجر به ترك واجب يا انجام حرامى شود، اين امر نشانگر اهميّت حفظ نفس در فقه است.

٣. روايات وارد درخصوص مورد بحث بدين شرح است:

الف) صحيحه على بن يقطين دركافى با اين سند: حميد بن زياد از حسن بن محمد بن سماعه از محمد بن ابوحمزه از على بن يقطين :

ازعبد صالح (امام كاظم ـع‌ـ) درمورد زنى پرسيدم كه با داشتن فرزند سالم