فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠ - گفتارى در حكم تشريح سيدمحسن خرازى
همو در معناى تنكيل (گوشمالى دادن) آورده است:
وقتى گفته مىشود:«نكّل به تنكيلا» (او را گوشمالى داد) يعنى او را به خاطر جرمى كه مرتكب شده به گونه اى كيفر داده كه هشدارى براى ديگران نيز بوده است، يا با او كارى كرده كه ديگران را از ارتكاب چنان جرمى باز مىدارد. (٢٢)
افزون بر اين اشكال، واژه تمثيل و مثله در بريدن دست، پا، سر، گوش، بينى و نظاير آن ظهور دارد. بنابراين با واژه تشريح كه به بريدن تمام اعضاى بدن ناظر است، متفاوت است.
بله، مىتوان دركنار روايات دسته نخست كه بر وجوب احترام بدن ميّت مسلمان تأكيد دارد، به آن دسته از روايات كه بروجوب تجهيز ميّت اعم از تغسيل، تكفين و دفن ميّت دلالت دارد، استدلال كرد. به اين بيان كه طبق اين روايات تأخير اين واجبات، جايز نيست و تشريح، منوط به گذشت ايام بوده و عملا تجهيز ميّت را به تأخير مىاندازد، از اين رو تشريح با فوريّت عرفى مستفاد از اوامر مربوط به واجبات تجهيز ميّت، منافات دارد و از آن جا كه طبق اين روايات فتوا داده شده، نمىتوان در سند آنها ترديدى روا داشت، استحباب تعجيل با وجوب فوريت عرفى منافات ندارد؛ زيرا مراد از استحباب تعجيل اين است كه غسل، كفن و دفن ميّت به گونه اى بيش از فوريت عرفى، اقدام گردد. اگر گفته شود كه تأخير درتجهيز ميّت تا وقتى كه موجب اهانت يا تحقير مؤمن نشود حرام نيست؛ گوييم: چنين تأخيرى با اوامرى كه در باره تجهيز رسيده منافات دارد؛ چرا كه اين اوامر درفوريّت ظهور دارند. البته اگر تشريح به زودى انجام گيرد و متوقف برگذشت چند روز نباشد با واجبات تجهيز ميّت منافات نداشته و از جهت تأخير در تجهيز ميّت حرام نخواهد بود.
خلاصه، به استناد دلايل گفته شده، تشريح بدن ميّت مسلمان جايز نيست.
(٢٢) تاج العروس، ج٨، ص١٤٥.