بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - ٥ مقابله با تهاجم فرهنگي
آرامش دعوت کنند. اگر هنگام خطر، و به ويژه خطرهاي معنوي که مردم حساسيت چنداني درباره آنها ندارند، آرام سخن بگويند، کسي بيدار نميشود؛ زيرا طبيعت بشر بيشتر با امور حسي انس دارد و آنچه فراتر از حسيات او باشد، زود باور نميکند.
اگر به ما بگويند که اموال ما را ميبرند، بهسرعت ميفهميم. ولي اگر بگويند دينمان را به تاراج ميبرند، باور نميکنيم و به نماز خواندن و روزه گرفتنمان دل خوش ميداريم، و درک نميکنيم که چگونه دين ما را ميبرند. درحاليکه اگر توجه کنيم ميبينيم ايمان سال گذشته ما با ايمان امسال تفاوت دارد. سال گذشته به خدا و پيامبر(صلي الله عليه و آله) يقين داشتيم، اما امسال شک ميکنيم. براي نمونه، امسال گاهي ممکن است به ذهن ما خطور کند که شايد آنچه عالمان دين ميگويند، صحيح نباشد؛ زيرا کساني سخناني متناقض با سخنان روحانيان ميگويند که در دانشگاههاي لندن درس خواندهاند و شايد بهتر از اين روحانيان مسائل را بفهمند. دين انسان اينگونه بهتدريج رنگ ميبازد، و او وقتي به خود ميآيد که ديگر از دينش چيزي باقي نمانده است. اما کسي که بيدار و هوشمند است، از دور حضور دشمن را درک ميکند و ميتواند هدف و حرکات او را ارزيابي کند و ميتواند حدس بزند که اکنون به چه کاري مشغول است. اينگونه متوجه کردن جامعه به خطر دشمن، گونهاي نهي از منکر است. خطرهاي بزرگي ايمان جامعه را تهديد ميکند که اگر به آنها توجه نشود، ضررشان دامانِ همه مردم را ميگيرد؛ زيرا اگر جوانان بيايمان شوند، مفاسد اخلاقي، از جمله اعتياد، ايدز، جنايت و قاچاق جامعه را فرا خواهد گرفت.