شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٩ - معروفيت، امري اضافي است
دارند چون سبب نتيجه هستند، و در مادّه و صورت و يا جنس و فصل و رابطه اين دو با نوع و اينكه تقدّم طبعي و اعرفيت عندنا و عند الطبيعه از آن كدام يك است، بحث نبود. اصلا بحث جنس و فصل و نسبت آنها با نوع مربوط به تصورات و مفردات ميشود و حال آنكه بحث فعلي در نسبت قضاياي مقدمه، بانتيجه برهان است.
بنابراين، اين مباحثي كه شيخ(رحمه الله) بدانها پرداخت، چندان ربط روشني به بحث اصلي اين فصل ندارد. مگر اينكه گفته شود ركن اصلي مقدماتِ برهان حدّ وسط است، و حد وسط في نفسه خود يك تصور مفرد است، و بايد نسبت آن با حدّ اكبر را در نظر گرفت، و لذا نهايتاً بحث از رابطه مقدّمات بانتيجه به عنوان قضايا به رابطه حدّ وسط با حدّ اكبر به عنوان دو تصور بر ميگردد و شيخ(رحمه الله) ميخواهد بگويد حدّ وسط بايد نسبت به حدّ اكبر، عليّت و در نتيجه تقدّم بالطبع داشته باشد. اين مطلب به چگونگي علّيّت حدّ وسط براي اكبر در برهان لمّي و إنّي ـ كه بحث آن گذشت ـ بر ميگردد.
ب ـ شيخ(رحمه الله) از سويي فرمود ما در فرآيند شناخت، از ادراكات حسّي جزئي آغاز ميكنيم و بعد به كليات ميرسيم و از طرف ديگر فرمود: در مقايسه مفاهيم كلي با يكديگر، مفهوم جنس براي ما اعرف از نوع است.
در اينجا سؤال ميكنيم ما وقتي از مفهوم جزئي حسي شروع ميكنيم و به تدريج به مفاهيم كلّي ميرسيم آيا اوّل به مفهوم نوع دست پيدا ميكنيم يا به مفهوم جنس؟ بدون شك ما نخست به مفهوم نوع ميرسيم، مثلا وقتي اشياي سفيد متعددي را ميبينيم نخست صورت خيالي و سپس مفهوم كلّي عقلي «بياض» را تصور ميكنيم. اين مفهوم بياض، مفهوم نوعي است و هنوز به مفهوم جنسي «لون» نرسيدهايم. پس چگونه جنس، اعرف از نوع است؟
ممكن است شيخ(رحمه الله) بفرمايد اين معرفت نسبت به نوع بياض ـ مثلا ـ معرفت حقيقي نيست و معرفت حقيقي وقتي است كه از راه جنس و فصل «بياض» را بشناسيد و در اين صورت جنس اعم و اعرف از نوع خواهد بود. ميگوييم اين مدعا ـ كه مدعاي منطق ارسطويي است ـ قابل مناقشه است.
چرا ما نتوانيم بگوييم كه وقتي با يك شيء سفيد برخورد ميكنيم و همواره صورت خيالي مفهومي كلي و عقلي از آن ميگيريم، همين مفهوم كلّي عقلي ماهيت حقيقي سفيدي است؟ مگر هر ماهيتي بايد مركّب از جنس و فصل باشد؟ خود شيخ(رحمه الله) و نيز صدرالمتألهين(رحمه الله) به اين مطلب قائلند كه تنها ماهيات مركباند كه جنس و فصل حقيقي دارند و الاّ ماهيات بسيط،