شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨ - شرايط علّتي كه در برهان لمّي حدّ وسط واقع مي شود
پس از يك طرف ميگوييد اگر چيزي علّت براي وجود مطلقِ طبيعت باشد، هركجا آن طبيعت تحقق پيدا كند همان علّت را خواهد داشت و از طرفي ميگوييد در اين مورد خاصّ، وجود طبيعت، علّت خاصي دارد و آن علّتِ خاص، خودش معلولِ طبيعت است، اين دو با هم سازگار نيست و مستلزم تناقض و دور است.
جواب اشكال اين است كه اوسط و اكبر (مثل حركتِ آتش و خود آتش) هر يك داراي دو حيثاند: يكي حيث وجود فينفسه (كون تام) و يكي وجودشان در چيز ديگر (كون ناقص). ممكن است ذاتِ اكبر علتِ ذات اوسط باشد مثل اينكه ذات آتش، علّتِ ذات حركت آتش است به طور مطلق. حال اگر در موردي، ذاتِ اوسط به گونهاي باشد كه جز در موضوع خاصّي يعني اصغرِ معيّني، متحقق نميشود، در اين صورت قطعاً همان اكبرْ علّتِ وجودِ اوسط در اين اصغرِ معيّن، نيز هست. از باب تقريب به ذهن، فرض كنيد اوسط، «ماهي زنده» است و اصغر «آب» است و ميدانيم كه ماهي زنده جز در آب نيست. در اين صورت هر علّتي كه براي وجود ماهي زنده به طور مطلق در كار باشد، همان علّت، علّتِ وجود ماهي زنده در آب نيز هست و چنين نيست كه علّتِ وجود مطلقِ ماهي زنده يكچيز باشد و علّتِ وجود ماهي زنده در آب چيز ديگر باشد.
و امّا اگر چنين نباشد كه اوسط فقط در يك اصغرِ معيّن يافت شود بلكه در موضوعات مختلف يافت شود، در اين صورت ممكن است شيء ديگري غير از خود اكبر، علّتِ وجود اوسط در اصغر باشد و نيز ممكن است خود اكبر، علّت اين كونِ ناقص باشد.
محور سخن شيخ(رحمه الله) اين است كه وجود الأكبر چيزي است و وجود الأكبر في الأصغر چيز ديگر است و ما در برهان لمّ دنبال اين هستيم كه حد وسط، علّتِ وجود الأكبر في الأصغر باشد و صِرف اينكه علتِ وجود اكبر به طور مطلق بر ما روشن باشد كافي نيست كه علم به وجود اكبر در اصغر هم داشته باشيم چون اين كونِ ناقص از لوازمِ وجود مطلقِ اكبر نيست.
مثلا ميدانيم آتش در عالم موجود است امّا نميدانيم در شيء (الف) موجود است يا نه. در اينجا اگر علم پيدا كنيم كه شعله آتش به سمت شيء (الف) حركت كرده است، همين حركتِ شعله ميتواند علّتِ پيدايش آتش در شيء (الف) باشد.
گرچه حركت شعله معلولِ وجود مطلقِ آتش است; امّا در اين مورد خاص، علّتِ وجود آتش در شيء (الف) محسوب ميشود و حدّ وسطِ برهان لمّي بر وجود آتش در شيء (الف) است.