شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣ - مراتب تصديق
جدلي و مغالطي را مفيد شبه يقين و خطابه را سبب ظنّ شمرده است و قياس شعري را اصلا موجب تصديق نميداند.
همين جا بگوييم كه براي تقسيم قياس به پنج قسم مذكور، ملاكات زير مورد توجه قرار ميگيرد:
١. مفيد تصديق بودن يا مفيد غير تصديق بودن: چنانكه ديديم، بجز شعر، ديگر قياسات مفيد تصديقاند.
٢. جزمي بودن تصديق يا غير جزمي بودن آن: تصديق به نتيجه در برهان، مغالطه و جدل، جزمي و در خطابه ظنّي است.
٣. خطا بودن جزم و خطا نبودن آن: جزم در مقدّمات برهان، مطابق با واقع و صحيح و جزم در مقدّمات مغالطه نامطابق با واقع و ناصحيح است.
٤. غرض از تأليف قياس: غرض از برهان، شناخت و اثبات حقيقت به جهت خود حقيقت است. غرض از مغالطه نيز ممكن است شناخت حقيقت باشد، اما راه به خطا پيموده ميشود. غرض از جدل، كوبيدن و اسكات خصم است. غرض از خطابه، اقناع مردم و غرض از شعر، تحريك احساسات و عواطف نفساني است.
خلاصه آنكه با ملاك اول، شعر از غير آن جدا ميشود. با ملاك دوم، خطابه از غير آن ممتاز ميشود. با ملاك سوم، مغالطه از برهان و جدل جدا شده، و با ملاك چهارم، جدل از برهان و از چهار قسم ديگر; و به بيان دقيقتر: با اين ملاك، همه از يكديگر منفك ميشوند.
مراتب تصديق
حالات نفساني ما در برابر يك خبر عبارتند از: يقين، ظن، شكّ و وهم. شكّ و وهم از اقسام تصديق و اعتقاد به شمار نميروند، امّا دو قسم ظنّ و يقين از اقسام تصديق به شمار ميآيند.
«يقين» در اصطلاح، به دو معناي مختلف به كار ميرود. يقين بالمعني الأعم و يقين بالمعني الأخص:
الف ـ يقين بالمعني الأعم: اين است كه انسان به مفاد قضيهاي اعتقاد داشته باشد و در كنار اين اعتقاد، بالفعل يا بالقوه اعتقاد ديگري باشد، مبني بر اينكه نقيض آن قضيه هم باطل است و منظور از يقين در اقسام تصديق همين معنا ميباشد.