شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - چند نكته عبارتي
و مفاهيمي مثل موجود، شيء، علّت، مبدأ، كلّي، جزئي، نهايت و امثال اينها همگي خارج از امور محسوساند، و حتي حقايق انواع ـ مثل حقيقت انسان ـ نيز از اموري هستند كه قابل تخيّل نبوده و به وهم ما نميآيند، بلكه فقط عقل است كه بدانها ميرسد.
و همينگونه است هر حقيقت كلّي از حقايق انواع امور حسّي، چه رسد به امور عقلي، چنانكه در محل خود اين مطلب را بيان خواهيم كرد. بنابراين، مبادياي كه از قبيل ضرورياتاند و در براهين، مورد استفاده قرار ميگيرند، بايستي از ضرورياتي باشند كه به ضرورت حقيقي مورد تصديق قرار ميگيرند و نه از ضروريات وهمي.
چند نكته عبارتي
الف ـ همانگونه كه برخي محشّين گفتهاند در عبارت «في اوّل ما يوجد مميزه» كلمه «مميزةً» بهتر و مفهومتر از «مميزه» است. و اگر «مميزه» بخوانيم بدين معناست: «مثل حكم نفس در ابتدايي كه قوه مميزهاش موجود ميشود» ولي بايستي ضمير«ها» آورده شود چراكه مرجع ضمير «نفس» است و «نفس» مؤنث مجازي است.
ب ـ عبارت «انتج ان للمحسوسات مبادئ مخالفةً للمحسوسات» در متن آمده و در پاورقي اشاره شده كه نسخه ديگر «ان المحسوسات» است. امّا ظاهراً به قرينه سياق بحث بايد به جاي «ان للمحسوسات» «ان للمعقولات» باشد.
ما نيز همينگونه ترجمه كردهايم. و نهايت توجيهي كه براي نسخه متن ميتوان ذكر كرد اين است كه منظور اين باشد كه با بكارگيري عقل درمييابيم كه محسوسات مباديي ماوراي حسّي دارند كه احكام خاص خود را دارد نه احكام محسوسات را.
ج ـ در ذيل عبارت «فاذا انتهي النظر...الحكم المذكور» برخي از محشّين گفتهاند كه اين جمله، آشفته و ناقص است و كلمه «الحكم المذكور» مفعولِ «مانعت» است، امّا بنظر ميرسد كه عبارت كمبودي ندارد و كلمه «الحكم» مفعولِ «تحكم» است و فاعل «مانعت»، كلمه «النتيجة» يا «القوّة العقلية» بوده و مفعولِ «مانعت» كلمه «القوة» است.
د ـ در عبارت «و اول ما يكذبها انها نفسها» ميتوان هر سه ضمير را به «ضرورتِ وهمي» ارجاع داد. نيز ميتوان ضمير اوّل را به «فطرة الوهم» يا «القوة الوهمية» و دو ضمير بعدي را به «ضرورت وهمي» برگرداند.