شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - نسبت برهان و جدل از حيث ماده و صورت
برهان نمايد محتاج تمرينات فراوان است و از آنجا كه آشنايي با مسائل عقلي و برهاني و مفاهيم و مصطلحات رايج در اين گونه علوم قدري مشكل و محتاج تحصيلات درازمدّت است، لذا اينگونه مسائل را در ابتدا براي مبتديان با استفاده از قياسات جدلي و قضاياي مشهوره ثابت ميكنند تا كمكم ذهن آنها با مفاهيم و مسائل، انس بيشتري بگيرد و آمادگي لازم را براي فراگيري علوم دقيقه پيدا كنند. و اين خود يكي از منافع فراگيري جدل قبل از برهان است كه شيخ(رحمه الله) در اينجا اجمالا بدان اشاره فرموده و تفصيل آن را به فنّ جدل حوالت داده است[١].
متن
فأمّا صناعةَ الخطابة والشعر فبعيدان عن النّفع في الاُمور الكلّية النظرية، و ذلك لأنّ موضوعَهما الاُمورُ الجزئيةُ، و إن نُقلَتْ الي الاُمور الكلّيه ظلمت هي الاُمورَ الكلّيةَ.
و أمّا المغالطةُ فإنّها و إن شاركت الجدلَ في أنّها كانت أوّلا قبلَ البرهان في الزّمان، فإنّها إنّما كانت تتقدم تقدُّمَ الضّارِّ لا النّافع، و تقدُّمُ الجدل تقدُّمُ النافع. و المغالطةُ ليست ممّا ينفع بوجه، و لا مادّتُها بمشاركة لمادّة البرهان بوجه، بل لا المادّةُ المغالطيةُ تُحمل علي مادّة البرهان و لا صورتُها علي صورته و لا بالعكس.
و الخطابةُ قد تقدّمت أيضاً علي البرهان في الزمان، فكانت إمّا مشبّهة بالجدل و من حكم الجدل، أو كانت علي حكم المغالطة. و ليس التقدّمُ في الزمان هو المقصودُ، بل التقدّمُ النّافعُ الّذي مع مشاركة ما.
ترجمه
و امّا دو صناعت خطابه و شعر هيچگونه نفعي در امور كلي نظري ندارند، چراكه موضوع اين دو امور جزئيه است و اگر صناعت خطابه يا شعر به امور كليّه كشيده شود، در حقيقت مرزِ كليّات در هم شكسته ميشود و مورد ظلم و تجاوز قرار ميگيرد.
و امّا مغالطه گرچه از اين جهت با جدل شريك است كه هردو تقدّم زماني بر برهان دارند، امّا تفاوتشان اين است كه تقدّم مغالطه بر برهان تقدم ضارّ است و تقدّم جدل، تقدّمِ نافع. و مغالطه هيچ گونه نفعي ندارد و از نظر ماده هم هيچ مشاركتي با برهان ندارد، بلكه اصلا نه ماده و صورت مغالطه بر ماده و صورت برهان قابل حمل و
١. نگاه كنيد به: اساس الاقتباس، ص ٤٤٧ و كتاب جدل از منطق شفا، فصل اول.