شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - نسبت برهان و جدل از حيث ماده و صورت
خفا پيدا كنند و چندان واضح و روشن ننمايند و بالتبع در شهرت آنها نيز خلل ايجاد شود. امّا بايد توجه كرد كه مقصود از بداهت در اوّليات، بداهت حكم و اذعان است و نه بداهت تصوّرات. پس بداهت و بالتبع شهرت اوّليات منوط و متوقف بر تصور صحيح از موضوع و محمول آنها است. به عبارتي همه اوّليات مشهورند امّا برخي بالفعل و پارهاي بالقوة القريبة من الفعليّة. و شايد مراد شيخ از «و في حكمها» همين باشد.
متن
و ليس كلُّ ما اورد في الجدل فهو شيءٌ بعيد عن البرهان، بل كثيرٌ من الموادّ البرهانيّة مذكورةٌ في الجدل، لكنّها لم تؤخذ من حيثُ هي صادقةٌ بوسط أو بلا وسط بل من حيثُ هي مشهورةٌ ـ لوأخذت من حيثُ هي صادقةٌ لم يُرض بمشهورات غيرِ صادقة ـ فالمادّةُ الجدليّةُ الاُولي أعمُّ من المادّة البرهانية الأولي. نعم سيتشعب البرهانُ الي موادَّ لا تكونُ مشهورةً ولكن ليست تلك الموادُّ بالموادِّ الأولي للبرهان.
ترجمه
و اينچنين نيست كه همه آنچه در جدل آورده ميشود (مواد) از صناعت برهان به دور باشد، بلكه بسياري از مواد برهاني در جدل هم به كار ميرود، البته با اين تفاوت كه اين قضايا در جدل به عنوان قضايايي صادق (چه بدون حد وسط يعني بديهي و چه با وسط يعني نظري) به كار گرفته نميشوند بلكه از آن حيث كه مشهورند اخذ ميشوند، چراكه اگر در جدل تنها به حيثيت صدق نظر بود، هرگز نميبايست از مشهورات غير صادق در آن استفاده ميشد (و حال آنكه استفاده ميشود). بنابراين موادّ اوّليه جدل اعمّ از مواد اوّليه برهان است. بله براهين ثانويّه و درجه دوّم از مقدمات و موادّي تأليف ميشوند كه چهبسا مشهور نباشند، امّا آن مواد، البته موادّ اوّليه نيستند.
اگر مراد از مواد برهاني در اين عبارت همان مواد اوليه برهان باشد تعبير «كثير» با نسبت عموم و خصوص منوجه سازگار است، و با نسبت عموم و خصوص مطلق كه شيخ(رحمه الله) در مقام