شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٥ - بيان ديگر براي عليّتِ جنس قريب نسبت به جنس بعيد
فإنّه ليس وجود الجسم هو وجوده للإنسان. و بالجملة لوشئنا أن نوصل الجسمَ إلي الإنسان قبلَ الحيوان لم يمكن، و ذلك لأنّ الموصَل إليه حينئذ لا يكون إنساناً،: لأنَّ ما لم يكن حيواناً لم يكن إنساناً.
فمحالٌ أن نوصل الجسمَ إلي حدٍّ أصغرَ يكون ذلك الحدُّ الأصغرُ إنساناً و لم يصل إليه الحيوانُ. و الحيوان إذا وصل إلي شيء تضمّن ذلك الوصولُ وصولَ ما فوق الحيوان. و يكون وصولُ الحيوان إليه غيرَ ممكن أيضاً بلاواسطة يكون وصولُها نفسَ حصول الإنسان. و افهم منالوصول الحملَ علي مفروض.
و هذه فصولٌ نافعة في العلوم دقيقةٌ في أنفسها لا يجب أن يُستهانَ بها[١].
ترجمه
مطلب ديگر آنكه: ميبايست جسمي كه بر انسان حمل ميشود، علّتِ وجود حيوان باشد. و اين مطلب بنا بر آنچه دانستيد ـ منافاتي با اين ندارد كه حيوان، علّتِ وجود جسم در انسان باشد. پس چهبسا معلول قبل از علّتِ بالذّاتِ خود بر شيئي حمل شود و همين معلول، سببِ وجودِ علت در آن شيء شود، و اين هنگامي است كه وجود فينفسه علت و وجودش در آن شيء، امر واحدي نباشد مثل عرض كه وجود في نفسه و وجودش براي موضوع يكي است و لذا علت هر دو وجود، واحد است. امّا حالتِ جسم و انسان اينگونه نيست; يعني وجود في نفسه جسم همان وجودش در انسان نيست. و به طور كلي اگر بخواهيم جسميت را قبل از حيوانيت به انسان نسبت دهيم امكان ندارد; زيرا در اين صورت موصولٌ إليه انسان نخواهد بود; چون چيزي كه حيوان نباشد، انسان هم نخواهد بود.
پس محال است كه جسم را بر حدّ اصغري كه انسان است پيش از وصول حيوان، حمل نماييم. و اگر حيوان به چيزي واصل شد، وصول آنچه كه بالاتر و اعم از حيوان است را نيز دربر دارد، و حمل حيوان نيز بر انسان بدون وساطت صفاتي كه ذاتي انسان و محقّقِ معناي انسانيت ميباشند، غير ممكن است. و مراد از «وصول» در اينجا «حمل» بر شيء مفروض است.
و اين مطالب، مسائلي هستند كه در علوم بسيار مفيد وفي نفسه دقيق ميباشند و نبايد سهل و سبك انگاشته شوند.
[١] يجب اَن لا يستهان بها (حاشيه استاد جوادي آملي).