شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٨ - طرح اشكال منون در « منطق» ارسطو و « اسفار» ملاصدرا
متن
لكنّا نحن مع ذلك نقول: إِنّ المطلوبَ لوكان معلوماً لنا من كلِّ جهة ما كنّا نطلبه، و لوكان مجهولا لنا من كلِّ جهة ما كنّا نطلبه. فهو معلومٌ لنا من وجهين، مجهول من وجه: فهو معلومٌ لنا بالتصوّر بالفعل، و معلومٌ لنا بالتصديق بالقوّة. و إنّما هو مجهول لنا من حيثُ هو مخصوصٌ بالفعل، و إن كان معلوماً من حيثُ لا يخصُّ أيضاً بالفعل.
فإذا سَبَقَ منّا العلمُ بأَنَّ كلَّ ما هو كذا فهو كذا من غيرِ طلب، بل بفطرةِ عقل أو حسٍّ أو غيرِ ذلك من الوجوه، فقد أحطنا بالقوّة علماً بأشياءَ كثيرة. فإذا شاهدنا بالحسّ بعضَ تلك الجزئيّاتِ من غير طلب، فإنَّها في الحال تَدخلُ بالفعل تحتَ العلمِ الأوّلِ و هذا يُحاذي من وجه ما أورد «ماننُ» من مثال الآبق حذواً بحذو.
فإنّا نعلم المطلوبَ بالتصوّر أوّلا كما نعلم الآبقَ بالتصوّر أوّلا، و نعلم ما قبلَه ممّا يُوصِلُ إلي معرفته بالتصديق، كما نعلم الطريقَ قبلَ معرفةِ مكان العبدِ الآبقِ.
ترجمه
بعلاوه ما ميگوييم: اگر مطلوب براي ما از هر جهتي معلوم باشد، ما هرگز به جستجوي آن نميپردازيم و همچنين اگر از هر جهتي بر ما مجهول باشد باز هم در طلب آن برنميآييم. پس بايستي از دو جهت بر ما معلوم باشد و از يك جهت مجهول.
از جهتِ تصوّرِ بالفعل بر ما معلوم است و از حيث تصديق بالقوّه نيز معلومِ ما است. فقط از آن جهت كه امري خاصّ است، بالفعل بر ما مجهول است، گرچه از حيث كلّي نيز بالفعل معلوم است. ما هنگامي كه از پيش بدون اكتساب و از راه فطرتِ عقل يا از طريق حسّ و يا طريق ديگر بدانيم كه آنچه مثلا الف است، حكم ب را دارد، در حقيقت بالقوّه احاطه علمي به امور متعددي داريم. و هنگامي كه بدون تفحّص و از طريق حسّ با برخي از جزئياتِ آن كلّي برخورد كنيم، بلادرنگ اين معلوم جزئي تحت آن علم كلّي داخل ميشود.
آنچه گفتيم از جهتي دقيقاً با مثالي كه منون ذكر كرد يعني عبد فراري مطابقت دارد. ما تصوراً مطلوب را ميشناسيم كما اينكه تصوّري از عبد آبق در ابتدا داريم. و