شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٣ - مبادي علوم
و هنگامي كه نفسمان به دو امر تصديق ميكند، امّا يكي را پيشتر و ديگري را بعد از آن، معنايش اين است كه اوّلي را با التفات و توجه نسبت به خود آن امر، تصديق ميكند، ولي دوّمي را با التفات به خود آن تصديق نميكند، بلكه با توجه به اوّلي است كه آن راهم تصديق ميكند، پس درجه تصديق نسبت به اوّلي شديدتر است.
اگر مطالب اين فصل، موجب آشفتگي ذهني ميشود، ميتوانيد از آن بگذريد; چراكه فايده چنداني در آن نيست.
متن
و اعلم أَنّه لمّا سُمع ما قيل في التعليم الأوّل حيثُ قيل ما قيل: «فجميعُ الّتي يأخذها و هي مقبولةٌ من حيثُ لم يبيّنها، إن كان أَخَذَه لما هو مظنونٌ عند المتعلّم فإنّما يضعُها وضعاً، و هي أصلٌ موضوع: أعني الوضعَ لا علي الإطلاق لكنّها عندَ ذلك فقط. فأمّا إن هو أَخَذَه من حيثُ ليس له فيه بعينه و لا ظنٌّ واحد، أو من حيث ظنّه علي ضدٍّ، فإنّما يصادر عليه مصادرةً»[١]. و هذا هو الفرقُ المذكور في التعليم الأوّل بين المصادرة و بين الأصل الموضوع، و ذلك أَنّ المصادرةَ هو ما كان مقابلا لظنّ المتعلّم، و هو هذا الّذي يأخذه الإنسانُ و هو متبرهنٌ و يستعمله من حيثُ لم يبيّنه; ظنّوا أَنّ الأصلَ الموضوع هو الّذي يتبيّن بأدني تأمّل و أنّ المصادرةَ ما لا يتبيّنُ بأدني تأمّل، بل كان الأصلُ الموضوع هو الّذي يحضر المتعلّمُ حقيقتَه، إذا فكّر أَدني فكر، و أنّ المصادرةَ هو ما لا سبيلَ له إلي ذلك، و ليس الأمرُ كذلك.
ترجمه
و بدان كه در تعليم اوّل ارسطو چنين آمده است: مقدّماتي كه معلّم براي متعلم بدون تبيين و اثبات، وضع و طرح ميكند، اگر از مطالبي است كه متعلم نسبت به آنها ظن دارد، «اصل موضوع» نام دارد و فقط در اين مرحله از آموزش به عنوان اصل موضوع تلقي ميشود، نه اينكه براي هميشه بدون اثبات بماند. و امّا اگر از مطالبي است كه متعلّم نسبت به آنها هيچ ظني ندارد و يا ظن برخلافِ آن دارد، در اين صورت «مصادره» ناميده ميشود.» اين مطلب همان فرق بين مصادره و اصل موضوع است كه در كتاب ارسطو آمده است، يعني «مصادره» مطلبي است كه بر خلاف ظن متعلم
[١] اين عبارت از ترجمه ابي بشر متيبنيونس از تعليم اوّل از سطو نقل شده است، نگاه كنيد به: منطقارسطو، ج ٢، ص٣٦٠ ـ ٣٦١.