شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٦ - تفاوت تجربه و استقراء
نميشود. از آنجا كه ممكن است برخي استقراء و تجربه را يكي بپندارند و تجربه را نيز مفيد يقين مضاعف ندانند، شيخ(رحمه الله) تذكر ميدهد كه بين اين دو فرق است و در مباحث آينده به تفصيل در اين باره بحث خواهد شد[١].
در استقراء تام ما همه جزئيات يك كلي را بررسي ميكنيم تا به حكم كلي برسيم و در حكم كلي تكيه ما صرفاً بر مشاهده و بررسي جزئيات است بدون اينكه به كشف علّت حكم نائل شويم.
امّا در تجربه، همه موارد و جزئيات را مشاهده نميكنيم بلكه چهبسا با بررسي چند مورد محدود، علت حكم را كشف كنيم و سپس با استفاده از يك حكم و قاعده عقلي، آن را تعميم دهم و نتيجه كلي بگيريم. در تجربه وقتي مكرراً يك رابطه ثابت را بين دو امر مشاهده كرديم به اين نتيجه ميرسيم كه اين رابطه، اتفاقي نيست.
يعني چنين نيست كه مثلا رابطه بين (الف)و (ب) بارها تكرار شود ولي در واقع رابطه حقيقي بين آنها نباشد بلكه بين (الف) و (د) باشد. اتفاق در اينجا بدين معناست كه ما علت بالذات و علّت بالعرض را اشتباه كنيم و اين اتفاق نميتواند دائمي يا اكثري باشد. پس اگر مثلا ديديم مكرراً مقارن وجود (الف)، (ب) نيز موجود ميشود پيميبريم كه رابطه بين آنها حقيقي است و (الف) نسبت به (ب) عليتي حقيقي دارد و يا بين آنها تلازم است.
مثلا اگر مكرراً ديديم كه با سقمونيا، اسهال صفرا حاصل ميشود، ذهن حكم ميكند كه اسهال صفرا، از لوازم سقمونيا و بين آنها رابطه حقيقي برقرار است[٢].
متن
و لسائل أن يسأل فيقول: هذا ممّا لم يُعرف سببُه، فكيف يقعُ هذا اليقينُ الّذي عندنا من أَنّ السقمونيا لا يمكن أن يكون صحيحَ الطبع فلايكون مسهلا للصفراء؟
أقول: إنه لمّا تحقق أَنّ السقمونيا يعرض له إسهالُ الصفراء و تبيّن ذلك علي سبيل التكرار الكثير، عُلم أن ليس ذلك اتّفاقاً، فإنّ الإتفاقيَّ لا يكون دائماً أو أكثريّاً. فعُلم أنَّ ذلك شيء يوجبه السقمونيا طبعاً إذ لا يصحُّ أن يكون عنه إختياراً; إذ عُلم أن الجسم بماهو جسم لا يوجب هذا المعني، فيوجبه بقوة قريبة فيه، أو
[١] فصل پنجم/مقاله سوم. [٢] نگاه كنيد به اساسالاقتباس، ص٣٧٣.