شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٤ - تصوّرِ محالات
اِفراد و تركيب در اينجا، اِفراد و تركيب لفظي يا مفهومي نيست بلكه مراد، بساطت و تركيب واقعي و نفس الامري است و اين مطلب از مثالهاي شيخ(رحمه الله) به خوبي پيداست; چراكه براي محالِ مفرد به «ضدّ الله» مثال زده است، در حالي كه مفهوم و لفظ «ضدّ الله» مركّب است. منظور اين است كه شريك خدا ـ اگر وجودي ميداشت ـ مثل خود خداوند امر بسيطي بود، گرچه اسم و مفهوم آن مركّب است و براي مركّب مثال به «عنقا» زده است، در حالي كه لفظ «عنقا» مفرد است ولي مصداقِ فرضي آن يعني «سيمرغ» مركّب از سي تا مرغ است كه در عين حال يك پرنده است.
و امّا در پاسخ اصل سؤال، شيخ(رحمه الله) ميفرمايد: امر محال اگر بسيط باشد و بخواهيم بدون مقايسه با موجود ديگري آن را تصوّر كنيم، محال است مگر اينكه از راه مقايسه با امور موجود و ممكن ديگري آن را تصوّر كنيم. مثلا مكان و فضاي پُر را ـ كه امر موجود و محقّقي استـ در نظر ميگيريم و سپس فرض ميكنيم كه اين فضا خالي از هرنوع جسمي باشد، در اين صورت خلأ متصوّر ميشود.
و يا براي تصوّرِ ضد واجب، نخست موجودي را تصوّر ميكنيم در برابر واجب، و سپس مفهومِ ضديّت را كه مثلا از رابطه سرما و گرما گرفتهايم به آن نسبت ميدهيم و ميگوييم رابطه اين وجود با واجب مثل رابطه سرما با گرما است. و امّا در صورتي كه امر محال، مركّب باشد تصوّر آن محال نيست، چراكه ميتوان اجزاي آن را جداجدا تصوّر كرد و سپس تصوّري مركّب از آن دو ساخت، چراكه خودِ تركّب و تأليف به طور مطلق محال نيست، پس ميتوان تركّب را تصوّر كرد و آن را به اجزاي مذكور نسبت داد. مثلا ميتوان عَنْزْ به معناي بُز و اُيَّل به معناي گوزن را جداگانه تصوّر كرد و سپس تصوّري مركّب از اين دو ساخت يعني حيواني را فرض كرد كه هم بز باشد و هم گوزن ـ كه البته وجود چنين حيواني در خارج ممتنع است. ـ و يا ميتوان سيتا مرغ را به طور جداگانه تصوّر كرد وسپس آنها را مجتمعاً به عنوان يك حيوان به نام عنقا در نظر گرفت و يا انسان و پرواز را با يكديگر تركيب نموده، انسان پرنده را تصوير كرد.
شيخ(رحمه الله) در اينجا سه مثال ذكر كرده است و اين سه هركدام داراي ويژگي خاصّي هستند: «عنز اُيَّل» تركيبي از دو جوهر است كه با لفظي مركّب، از آن ياد شده است، امّا «سيمرغ» (عنقا) تركيبي از سيجوهر است كه با لفظ واحدي از آن نام برده ميشود، و «انسان پرنده» تركيبي از جوهر و عرض است كه البته اين عرض از اعراضِ خود انسان نيست بلكه فعلي از افعالِ حيوان ديگر است.