شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣ - نسبت برهان و جدل از حيث ماده و صورت
جدل بر برهان را توجيه كرد. چراكه قياسيت در هر يك از قياسات پنجگانه، امري ذاتي است امّا مشهوريت، ذاتي بديهيات نيست بلكه عارضي است. عبارت خواجه طوسي اين است:
و مواد جدل اگرچه از مواد برهان، عامتر باشد به وجهي، چه صادق به حسب اغلب مشهور بود و نه هر مشهوري صادق بود، امّا اعمّي عرضي است چه تعلّق صدق به شهرت ضروري نيست، به خلاف قياس كه اعمّي ذاتي است چه جزو صوري است. پس به اين سبب تقديم برهان بر اين صناعات واجب است.[١]
در پاسخ نقد فوق ممكن است گفته شود: گرچه مقدّمات مذكور صحيح است، امّا حدّاكثر، اولويت تقديم برهان بر جدل را به كرسي مينشاند نه وجوب آن را، بنابراين تقديم جدل بر برهان به لحاظ همان اعميت عرضي، خالي از وجه نخواهد بود.
كلمه «به وجهي» در كلام خواجه(رحمه الله) ممكن است ناظر به اين باشد كه اعميت مطلق موادِّ جدل وقتي است كه با مبادي اوليه برهان مقايسه شود يعني بديهيات، والاّ اگر با مطلقِ موادِ يقيني مقايسه شود نسبت، عموم و خصوص من وجه خواهد بود.
ممكن است همچنين به ذهن آيد كه مراد از شهرت بديهيات، شهرت مطلق و عامّ است و مقصود اين است كه همه مردم با بديهيات آشنايند و هر قضيه اوّلي، فطري، حدسي، تجربي، حسّي، و متواتر كه مطرح شود همگان آن را بوضوح و روشني ميدانند و حال آنكه چنين نيست. در اين جا بايد به چند نكته توجه كرد:
الف. اگر بديهيات را منحصر در دو قسم اوّليات و وجدانيات دانستيم، حكم شهرت نيز تنها در مورد همين دو قسم جاري است و نه چهار قسم ديگر.
ب. شهرت گاهي مطلق است و گاهي محدود. شهرت مطلقه آن است كه قضيهاي در نزد عموم مردم شهرت داشته باشد، و شهرت محدود آن است كه قضيهاي تنها در بين گروه و قوم خاصي مشهور باشد. برخي از بديهيّات ششگانه چنين نيستند كه شهرت مطلقه داشته باشند بلكه مقصود از شهرت در آنها، شهرت محدود و مقيّد است.
ج ـ حتي برخي از اوّليات ممكن است به جهت خفايي كه در تصوّرات آنها راه دارد، اندكي
١. اساس الاقتباس، ص٣٤٤. اين اشكال و پاسخ در كلام خود شيخ(رحمه الله) هم خواهد آمد.