شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٠ - تحقيقي در « وهم» و « واهمه»
حيثُ يَفهم منه أَحدَ معاني الاسم المشترك، و يَأخذ بدلَه آخرَ فيحسبه انّه المسلّم، أويقصد به مغالطةً حتّي يقعَ في أن يظنَّ بنفسه أو يظنَّ غيرُه أنّ الدينار يبصر، و كذلك من يسلّم «أنّ كلّ مسكر خمر» و اخذ بدلَه ما يسكر بالقوّة، و هذه هي «المقدّمات المشبّهة».
ترجمه
و امّا آن دسته از مبادي قياسات كه مورد تسليم قرار ميگيرند، ابتداءً دو قسم ميشوند: يا اين تسليم درست است و يا غلط. و نيز آن قسمي كه تسليم به آن، تسليم صائب و درستي است دوگونه است: يا به نحوي است كه جمعي بدان تسليماند و يا به گونهاي است كه تنها يك فرد بدان تسليم است و طبعاً آن قضيه فقط در قياسي كه براي اين شخص خاص اقامه شود نافع است، امّا تصديق به آن در نزد خود قيّاس مورد قبول و متّجه نيست، يعني گوينده و قياس كننده خود به تنهايي از آن نفعي حقيقي نميبرد بلكه فقط در مقام بحث با ديگري از آن بهره ميگيرد.
واما آن قسمي كه جمعي بدان تسليماند يا مورد تسليم يك طايفه محدودي است، يا تنها به يك طائفه خاص مربوط نيست بلكه در نزد همه متعارف است و همه آن را ميپذيرند و با آن خوگرفتهاند و آن را مورد شك و شبهه قرار نميدهند.
گرچه برخي از اين مسلّمات عمومي به گونهاي هستند كه اگر يك انسانِ مميّز دقيقاً آنها را مورد ملاحظه قرار دهد و فرض كند كه با همين قوّه تمييز تازه پا به عالَم گذاشته است و هنوز به چيزي عادت نكرده و مورد تأديبي قرار نگرفته و به حاكمي غير از عقل توجه ندارد و تحت تأثير حيا و شرم قرار نگرفته ـ كه در نتيجه حكمش حكمي اخلاقي شود و نه عقلي ـ و نظر به مصلحت لازمي ندارد ـ كه در نتيجه حكمش از راه حد وسطي باشد و نه حكمي ضروري ـ و نظري به استقراء هم نداشته باشد ـ كه باز حكمش بر اوسطي استوار شود ـ و نيز توجهي به اين نداشته باشد كه ممكن است مورد اعتراض قرار گيرد و موردِ نقضي عليه او اقامه شود، اگر انسان با حفظ همه اين شرايط بخواهد در برخي از اين قضايا شك كند، امكان شك وجود دارد مثل اين قضايا كه ميگويند: «عدل نيكو است» و «ظلم قبيح است» و «شكر منعم واجب است». اين قضايا همگي مشهوراتي هستند مورد قبول و اگر هم صادق