شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - تحقيقي در « وهم» و « واهمه»
شيخ اشراق ـ چنانكه ديديم ـ قائل به وحدت واهمه، متخيّله و حسّ مشترك ـ هرسه ـ است و مرحوم علامه طباطبايي در تعليقه براسفار از سويي واهمه را به حس مشترك برميگردانند و از سويي ادراك محبّت و امثال آن را به واهمه نسبت ميدهند، در حالي كه درك محبت و امثال آن اصلا از قبيل علم حصولي نبوده، بلكه به گونه علم حضوري است. البته ميتوان كلام ايشان را چنين تأويل كرد كه مرادشان تصوّر معاني جزئيه اين امور در واهمه (حس مشترك) است.
مرحوم صدرالمتألهين وهم را ـ چنانكه پيشتر ديديم ـ همان عقلِ تنزل يافته ميداند و البته اين كلام او خالي از غموض و پيچيدگي نيست و محتاج تأمل است. بحث پيرامون ارزش وهميات متوقف بر اين است كه كداميك از اين آراء مورد قبول واقع شود.
نتيجه تحقيق: حق اين است كه محبّت و امثال آن از كيفيّات نفسانيه بوده، با علم حضوري معلومِ ما هستند و ذهن از اين معلومات حضوري، معاني جزئيهاي را نظير صور خيالي انتزاع ميكند و پس از زوال آنها، دوباره آنها را به ياد ميآورد، چنانكه ذهن معاني كليه و ساير معقولات را ميگيرد، و امّا معاني جزئيهاي كه ما در حيوانات و انسانهاي ديگر درك ميكنيم، در حقيقت همان معانياي هستند كه ما از حالات نفساني خود گرفتهايم و ـ چنانكه گفتيم ـ به جهت مشاهده آثار اين حالات در موجودات ديگر، خود آن حالات را نيز به آنها نسبت ميدهيم.
و امّا ادراك غريزي، امر جداگانهاي است و به گونهاي است كه مورد التفات و توجه و شعور آگاهانه نيست و لذا از بحث ما خارج است.
و امّا در مورد احكام بايد گفت همه احكام از نفس صادر ميشوند و از نظر ارزش منطقي آنچه كه بديهي و يا منتهي به بديهي است صادق و ارزشمند است و آنچه كه بر اساس تخيّل و تمثيل استوار است محتاج اقامه برهان واستدلال ميباشد.[١]
متن
و أمّا ما يكون علي سبيل التسليم فإمّا أن يكونَ علي سبيل تسليم صواب، و إمّا علي سبيل تسليم غلط، أمّا الّذي علي سبيل تسليم صواب فهو إمّا علي سبيل تسليم مشترك فيه، و إما علي سبيل تسليم من واحد خاصّ يكون ذلك نافعاً في
[١] نگاه كنيد به: تعليقةٌ علي نهاية الحكمة، محمدتقي مصباح يزدي، مؤسسه در راه حق، قم ١٤٠٥، چاپ اوّل، رقم ٣٦٠.