جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩ - پيش  گفتار
پيش گفتار
جنگ در تاريخ جامعه بشرى سابقه اى ديرينه دارد و مىتوان آن را همزاد زندگى اجتماعى بشر و همراه هميشگى آن دانست. هرچه كه تاريخ جامعه بشرى را در اعصار مختلف ورق مىزنيم، عصرى را نمىيابيم كه در آن نه يك جنگ، بلكه جنگهاى متعددى روى نداده باشد.
گرچه جنگ معمولاً با خسارت ها، مصيبت ها، تلخىها و حوادث ناگوار فراوانى همراه است و به همين روى نيز بشر اصالتاً و ذاتاً از آن روى گردان و گريزان است؛ اما اين امر نتوانسته از بروز هزاران جنگ در طول تاريخِ جامعه بشرى جلوگيرى كند. چه در آن زمان كه نظام قبيله اى بر اجتماعات بشرى حاكم بود، و چه بعدها كه دولتْ شهرها پايه ريزى شدند و نظام دولت ـ كشور و دولت ـ ملت به وجود آمد، جنگ هميشه به عنوان يك واقعيت اجتماعى در عرصه حيات بشرى وجود داشته است.
شايد بر اساس همين ملاحظات بوده كه برخى از صاحب نظران بدين اعتقاد روى آورده اند كه اصولا جنگ جزء ضرورى و لاينفك زندگى اجتماعى بشر است و هيچ گاه نمىتوان جامعه بشرى را از جنگ، عارى و جدا كرد. تفكرات فلسفى كسانى نظير «هابز» كه انسانها را گرگِ يكديگر مىدانست، و «نيچه» كه پايمال شدن ضعفا به وسيله اقويا را قانون طبيعى زندگى اجتماعى بشر قلمداد مىكرد، الهام بخش چنين اعتقادى است و در مسير آن گام برمىدارد.