جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - ٣ جلوگيرى از سلطه مطلق باطل
درهمين زمينه در آيه اى ديگر چنين مىخوانيم:
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذاب مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينا؛١ (اى پيامبر) بگو آيا جز يكى از دو نيكى را براى ما انتظار مىبريد، ولى ما انتظار داريم كه خداوند عذابى از نزد خود بر شما فرو بارد يا به دست ما شما را عذاب كند.
منطق قوى و خدشه ناپذير مؤمنان اين است كه ما در جنگ با مشركان، كافران، ظالمان و مفسدان شكست نداريم؛ زيرا يا كشته مىشويم و به بهشت مىرويم؛ و اين خود پيروزى بزرگى است، و يا دشمنان خدا و اسلام و مسلمانان را به زانو در مىآوريم كه اين هم پيروزى بزرگ ديگرى خواهد بود. از اين رو جنگ، در هر صورت به نفع ما خواهد بود. اما دشمن طغيان گر كه اميدى به هدايت او نيست، گرفتار عذاب الهى مىشود. اين عذاب به اقتضاى حكمت بالغه خداوند متعال، توسط پديدههاى طبيعى آسمانى يا زمينى و يا عوامل انسانى به ايشان مىرسد.
در اين آيه تعبير «بِاَيْدينا» شاهد بحث ما است. اين جمله حكايت از آن دارد كه گاهى جنگ مؤمنان با غير مؤمنان در واقع، صورتى از عذاب استيصال است كه خداوند به دست مؤمنان و مجاهدان مسلمان، بر طغيان گران و كسانى كه استحقاق عذاب دارند فرو مىبارد. بنابراين، اين گونه جنگها در طرح اوليه نظام خلقت محفوظ است و جاى خود را دارد؛ يعنى عده اى از گردن كشان و طاغيان، بايد در جنگ هايى كه به پيروزى مؤمنان مىانجامد نابود شوند و به كيفر برسند. چنين جنگ هايى
[١] همان، ٥٢.