جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١ - ٣ جلوگيرى از سلطه مطلق باطل
هم چنين سيل كه بلايى براى قوم سبأ شد از مصاديق عذاب استيصال بود. اين قوم در نعمت به سر مىبردند و باغهاى سرسبزى داشتند؛ ولى از خدا اعراض نموده و شكر نعمتهاى الهى را به جا نياوردند. از اين رو گرفتار عذاب الهى شدند و سيلى ويران گر براى هلاكشان فرستاده شد و باغهاى سرسبزشان به باغ هايى كه حاصلى تلخ و بدطعم داشت مبدّل گرديد.١
نمونه ديگر عذاب استيصال عذابى بود كه برقوم نوح نازل شد. خداوند پيغمبر خود نوح را براى هدايت ايشان فرستاد و آن حضرت ٩٥٠ سال به هدايت و ارشاد ايشان همّت گمارد. اما آنان به راه نيامدند و بر طغيان و ستم گرى خود افزودند. خداوند نيز سرانجام طوفانى سهمگين فرستاد و آنان را هلاك نمود.٢
هم چنين خداوند قوم فرعون را كه طغيان نمودند، پس از ظلم و ستم فراوانى كه بر بنى اسرائيل روا داشتند، هنگامى كه در تعقيب حضرت موسى و پيروانش بودند در دريا غرق نمود.٣
اما عذاب استيصال همان طور كه مىتواند به صورت عذابها و بلاهاى طبيعى زمينى و آسمانى جلوه گر شود، گاهى نيز ممكن است به صورت «جنگ» و به دست انسان انجام پذيرد و گروهى از انسانهاى مؤمن و صالح، در جنگ برقومى طاغى و ياغى پيروز شوند و منشأ شكست و نابودى آنها گردند. چنان كه خداوند در اين باره مىفرمايد:
وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الأَْرْضِ؛٤ سپاهيان آسمانها و زمين، از آنِ خداوند و به فرمان او هستند.
[١] ر.ك: سبأ (٣٤)، ١٥ ـ ١٧. [٢] ر.ك: عنكبوت (٢٩)، ١٤. [٣] ر.ك: اعراف (٧)، ١٣٦. [٤] فتح (٤٨)، ٤ و ٧.