جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - ٣ جلوگيرى از سلطه مطلق باطل
سهمى از قدرت هم به طرفداران و پيروان حق برسد؛ چرا كه اصولا خداوند، جهان و هر چه را كه در آن است براى آنان آفريده است.
كوتاه سخن آن كه، جنگها چنان وقوع مىيابد كه هيچ گاه راهيان راه حق و ره پويان كوى دوست كه طالب سير به سوى حقند و مىخواهند در مسير خدا حركت كنند، طريق خود را به كلى مسدود نبينند. البته باز ماندن اين راه ممكن است با تكليف و الزام مردم به دفاع صورت پذيرد و با جديّت و تلاش و جهاد ميسور گردد.
٤. جنگ و عذاب استيصال
در مرحله چهارم، حكمت الهى چهارمين قانون تكوينى حاكم بر جنگها را ايجاب مىكند. هنگامى كه قومى كاملا در فساد غوطهور شود، سنت الهى بر اين است كه عذاب خداوند بر آن قوم نازل مىگردد و آن را از صفحه روزگار محو مىگرداند. اين نوع عذاب «عذاب استيصال» ناميده مىشود. يكى از انواع عذاب استيصال اين است كه خداوند چنين قومى را، به دست مؤمنان و صالحان زمين از ميان بردارد. توضيح اين كه: گاهى ممكن است مردمى با داشتن قدرت و اختيار، در مسير شرك و كفر و فساد و ظلم و طغيان تا آن جا به پيش بتازند كه هيچ اميدى به بازگشت آنها نماند و در زير پاگذاشتن حق و عدل از هيچ كارى مضايقه نكنند. چنين مردمى طبعاً موجبات زحمت و درد سر ديگران، به ويژه حق جويان و عدالت طلبان را هم فراهم مىآورند. در چنين وضعى اراده خداوند بر نابودى آنان قرار مىگيرد. حكمت الهى چنين اقتضا مىكند كه اگر همه يا اكثريت قريب به اتفاق افراد يك جامعه تا بدين حد سقوط كردند و از