جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٨ - هـ) توجه به عوامل بازدارنده و خنثى كردن آن  ها
كه كرده اند درك مىكنند. اما از سوى ديگر، اين چه زندگى مىتواند باشد كه در آن، انسان معذّب هزاران بار آرزوى مرگ خواهد كرد و مرگ به مراتب گواراتر از آن خواهد بود؟!
در قرآن كريم آمده كه جهنّميان در چنان شرايط سخت و احوال نامطلوبى زندگى مىكنند كه پيوسته از ته دل آرزوى مرگ دارند و از مالك جهنّم مىخواهند كه از خداى متعال مرگشان را درخواست كند؛ كه البته چنين درخواستى از آنان هرگز پذيرفته نمىشود:
وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ؛١و فرياد مىكنند: اى مالك (بگو:) پروردگارت جان ما را بگيرد. (مالك) مىگويد: محققاً شما ماندگاريد.
بنابراين آنان در عين آن كه مرده و بى درك و احساس نيستند، حياتى سراسر درد و رنج و عذاب دارند كه مرگ هزاران بار از آن خوش تر است.
از اين جا مىتوان فهميد مراد از زنده بودن شهيدان نيز اين است كه پس از مرگ و رفتن از دنيا، در حيات برزخى و زندگى اخروى خود سعادت مند هستند و پاداش رنجها و تلاشها و مجاهدتهاى خود را مىبينند. اين زندگى سراسر لذت و سعادت مخصوص كسانى است كه به خوشىها و لذتهاى كوتاه دنيا دل نبستند و بيش از هر چيز ديگر مراقب بودند كه از سوى پروردگار عالم چه تكليفى متوجه آنان شده است؛ يعنى انبيا، صديقين، شهدا و صالحان. كسانى كه در اين دنيا پرچم رسالت آسمانى و الهى را به دوش مىكشند و با فساد و ظلم و بى عدالتى و تباهى مبارزه مىكنند و در اين راه متحمل رنجها و سختىهاى فراوان مىشوند،
[١] زخرف (٤٣)، ٧٧.