جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩١ - هـ) توجه به عوامل بازدارنده و خنثى كردن آن  ها
يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الأَْمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ؛١ مىگويند: اگر ما را در اين كار سهمى بود در اين جا كشته نمىشديم. بگو: اگر در خانه هايتان هم مىبوديد، كسانى كه كشته شدن بر آنان مقرّر شده بود قطعاً به سوى آرامگاههاى خود مىآمدند.
پس از پايان جنگ اُحد گروهى از مسلمانان كه ايمان ضعيفى داشتند، شكست سپاه اسلام و كشته شدن عده اى از مسلمانان را به سوءتدبير فرماندهان و در رأس همه آنها پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) نسبت دادند. آنان مدعى شدند كه اگر پيامبر و ديگر فرماندهان با آنها مشورت كرده، رأيشان را پذيرفته بودند، چنين شكستى دامن گير سپاه اسلام نمىشد و اين تعداد از مجاهدان مسلمان به قتل نمىرسيدند. در اين آيه خداى متعال به پيامبرش فرمان مىدهد كه در پاسخ اين افراد بگويد، سهيم بودن يا نبودن آنان در تدبير جنگ نمىتوانست در سرنوشت كشته شدگان تأثيرى داشته باشد و كاهش يا افزايش تلفات را سبب شود؛ چرا كه مرگ و زندگى افراد تابع اراده و تقدير الهى است. خداى متعال براى هر انسانى «اجل» و سرآمدى، و به تعبير ديگر، عمرى تعيين فرموده كه تا سر نرسد زندگى اش باقى است و انسان حتى اگر درگير سخت ترين و هولناك ترين نبردها باشد نخواهد مرد و برعكس، هنگامىكه عمر انسان به سر رسيد حتى اگر در بستر گرم خانه خود آرميده باشد خواهد مرد. بنابراين نمىبايد پيامبر و ديگران را در اين مورد نكوهش كرد.
البته اين بدان معنا نيست كه افراد در جايى كه وظيفه مشورت دارند اگر
[١] همان، ١٥٤.