جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - جهاد ابتدايى، مصداقى از « دفاع»
چشم گير مىشود، مدعيان دروغين آزادى و دموكراسى، با سرنيزه و از راه قتل و ارعاب و ترور، مانع تشكيل دولت به وسيله اين حزب مىشوند.
جهاد ابتدايى، مصداقى از «دفاع»
اكنون دوباره به سخن اصلى خود باز مىگرديم. گفتيم كه اسلام، جهاد ابتدايى را مشروع و مجاز مىداند و اين حكم بر اساس نظام ارزشى خود اسلام كاملا قابل توجيه و دفاع است. در همين راستا، نكته مهمى كه در اين جا بايد به آن اشاره كنيم اين است كه اصولا جهاد ابتدايى نيز به نوبه خود، يك نوع دفاع و جهاد دفاعى است؛ دفاع از حق خداى متعال. توضيح اين كه كافران و بدخواهان، در دشمنى خود با اسلام و مسلمانان، نيّتها و اهداف، و هم چنين روشها و راه كارهاى مختلفى دارند. گاهى هدفشان تصرّف و تملك اموال، دارايى ها، سرزمين، ثروتها و منابع مسلمانان است و براى اين كار از راه مستقيم و جنگ و لشكركشى نظامى وارد مىشوند. گاهى نيز براى دست يابى به همين هدف، از راه غير مستقيم وارد مىشوند و با گسيل كارشناسان و به اصطلاح مستشاران و مشاوران مختلف، در ظاهر شعار خدمت و اصلاح امور سر مىدهند اما در واقع به خيانت و غارت و چپاول مشغول مىشوند.
اما گاهى هدف دشمن، بيشتر سلطه و سيطره است؛ بدين معنى كه اگر از اموال، دارايىها و ثروت و منابع مسلمانان بهره اى نمىبرد، در صدد است كه، دست كم، آنها را در كنترل و نظارت خود داشته باشد. در چنين فرضى، دشمنان بيشتر با ابزار سياسى و فرهنگى سلطه خود را اعمال مىكنند؛ براى مثال، ممكن است با تعيين حاكمى دست نشانده، كه حتى در ظاهر