جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - ٣ جلوگيرى از سلطه مطلق باطل
قدرت و تسلط نسبت به اهل حق، همان نتيجه تمركز قدرت خواهد بود كه قدرت و اختيار، و مترتب بر آن، تكامل اختيارى، از اهل حق سلب خواهد شد.
از اين رو حكمت الهى در مرحله سوم اين اقتضا را دارد كه همه قدرت مندان، اهل باطل نباشند و توزيع قدرت به نحوى باشد كه طرفداران و پيروان حق نيز بتوانند حيات فردى و اجتماعى و راه و روش زندگى حق جويانه خود را حفظ كنند و سير تكاملى خود را استمرار بخشند. گاه ممكن است چنين فرصتى براى اهل حق، با نزاع و درگيرى دائمى اهل باطل با يكديگر حاصل آيد. در اين زمان كه اهل باطل به يكديگر مشغول مىشوند، براى اهل حق فرصتى پيش مىآيد كه نفسى بكشند و تجديد قوا نمايند. از اين رو است كه يكى از دعاهاى اهل حق اين است كه:
اَللّهُمَّ اشْغَلِ الظّالِمينَ بِالظّالِمينَ وَ اجْعَلنا بَيْنَهمْ سالِمينَ غانِمينَ؛ خداوندا ستم كاران را به يكديگر مشغول ساز و ما را (در پرتو سرگرم شدن آنان به يكديگر) سالم نگهدار و پيروز گردان.
اين فرصت براى اهل حق ممكن است از راه ديگرى نيز حاصل شود؛ و آن از طريق دست يافتن اهل حق به قدرتى هم ارز و مساوى با قدرت اهل باطل است. در اين صورت نيز آنان با آزادى از سيطره اهل باطل، مىتوانند زندگى انسانى و آزادانه داشته باشند و راه و روش درست و منظم و صحيحى بر زندگى خود حاكم كنند.
اين قانون كه در مرحله سوم حكمت الهى مطرح كرديم، جزئى تر از قانون دوم است. قانون دوم اين بود كه حكمت الهى اقتضاى توزيع قدرت و عدم تمركز آن در دست يك فرد يا گروه را دارد. از اين رو ناظر به اصل