جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٩ - ٣ تصرّف در درك و ارزيابى طرفين به نفع مؤمنان
جنگ خوددارى مىكردند و يا با رعب و وحشت و ترديد و تزلزل با دشمن روبرو مىشدند، و در هر حال به شكست مسلمانان مىانجاميد.
از سوى ديگر به هنگام جنگ نيز خداى متعال در ذهن و روان و قواى ادراكى هريك از افراد دو طرف نبرد تصرف نمود، آن چنان كه تعداد مشركان در ديدگان مسلمانان و تعداد مسلمانان در چشم مشركان اندك و ناچيز به نظر آمد. وقتى مسلمانان تعداد مشركان را كم يافتند، اين امر موجب ازدياد قوّت قلب و شجاعت و شهامتشان شد و با دلاورى بيشتر به مصاف دشمن رفتند و به قلب دشمن حملهور شدند. از آن سو مشركان كه تعداد و نفرات مسلمانان را كم يافتند، در ارزيابى نيروى اسلام به اشتباه افتادند و آنان را دست كم گرفتند و از اين رو در صدد تهيه نيروى كافى براى مقابله با مسلمانان و فراهم آوردن ابزار و وسايل جنگى فراوان بر نيامدند و به نيروى كمترى براى مقابله با مسلمانان اكتفا كردند و همين امر سبب شكست آنان شد.
اگر مشركان از جهت كمّى عده حقيقى مسلمانان را در مىيافتند و از جهت كيفى متوجه قدرت و شجاعت مجاهدان مسلمان مىشدند ـ كه به تعبير قرآن در آن زمان هر يك نفر از آنان با ده نفر از مشركان هماورد بود ـ و خلاصه خود را با عده فراوان و ساز و برگ قابل توجه و سربازان پرقدرت و نيرومند روبه رو مىديدند، يا اقدام به جنگ نمىكردند و يا با تجهيزات و سلاحها و ساز و برگ و سربازان بيشتر به ميدان مىآمدند، كه در اين صورت خطر و تهديدشان براى مسلمانان بيشتر بود و چه بسا كه سپاه اسلام را در هم مىشكستند.