جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - نكوهش از ترك جهاد، شيوه  اى ديگر براى انذار
إِلى أَجَل قَرِيب قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلاً؛١
آيا نديدى كسانى را كه به آنان گفته شد (فعلا از جنگ) دست نگاه داريد و نماز را برپا داريد و زكات دهيد؛ و(لى) چون پيكار بر ايشان مقرر شد، گروهى از آنان از مردم ترسيدند مانند ترس از خدا يا ترسى سخت تر و گفتند: پروردگارا، چرا بر ما پيكار را واجب كردى و چرا مدّت كوتاهى به ما مهلت ندادى؟ بگو: بهره دنيا اندك است، و براى هركس كه پرهيزكارى پيشه خود كند آخرت بهتر است و (در آن جا) به اندازه نخ هسته خرمايى بر شما ستم نخواهد شد.
در زمانى كه مسلمانان در مكه بودند، و نيز سالهاى اول پس از هجرت به مدينه، به لحاظ اين كه تعدادشان بسيار اندك و شرايط از هر نظر به ضرر آنها بود، فرمان جهاد صادر نشد و مسلمانان تنها موظف به خودسازى بودند. در اين زمان برخى از مسلمانان به پيامبر(صلى الله عليه وآله) اعتراض مىكردند كه چرا به مقابله با مشركان برنمىخيزد و فرمان جهاد نمىدهد. اما بسيارى از همانان پس از آن كه فرمان جهاد صادر شد شروع به عذر آوردن و بهانه جويى كردند و به بهانههاى مختلف نسبت به شركت در جنگ تعلل ورزيده از زير بار آن شانه خالى مىكردند. در اين آيه خداوند با سرزنش اين گونه افراد كه تا پيش از صدور فرمان جهاد، مرتب فرياد جنگ سر مىدادند و خواستار مقابله با دشمن بودند، آنان را به سبب بهانه جويىها و تعللشان براى حضور در جبهه و جنگ نكوهش مىكند.
[١] همان، ٧٧.