جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٣ - جهاد ابتدايى، مصداقى از « دفاع»
پيش گرفته اند يورش برند و تا زمانى كه دين حق و اراده خدا حاكم شود نبرد را ادامه دهند.
اگر به اين حقيقت توجه داشته باشيم كه غرض از بعثت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)تسلّط دين او بر همه اديان است: هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛١ نيز اگر توجه داشته باشيم كه هدف از قتال با كفرپيشگان، برافتادنِ همه فتنهها و اختصاص يافتن دين به خداى متعال است: وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّهِ؛٢ به ويژه، اگر توجه كنيم به اين نكته كه در روايات ما، «فتنه» ـ كه در اين آيه آمده ـ به «شرك» تفسير شده است، آن گاه درمى يابيم كه جهاد ابتدايى با كفار و مشركان بايد تا آن جا دوام پيدا كند كه زمين از آلودگىهاى كفر و شرك و فساد پاك شود و حكومت الهى و توحيدى در سراسر عالم برقرار گردد.
ناگفته نگذاريم كه مقصود از برافتادن كفر و شرك اين نيست كه همه انسانهاى روى زمين مسلمان و موحد شوند ـ چرا كه با جبر و زور نمىشود در دلها نفوذ كرد و ايمان و اعتقاد كه به دل مربوط مىشود از دسترس اكراه و الزام به دور است: لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ٣ ـ بلكه منظور اين است كه نظام حاكم بر جهان، نظامى الهى و توحيدى باشد و حاكميت از آنِ خدا گردد.
در هر حال، همه آن چه را كه در اين زمينه گفتيم، مىتوان به اين صورت خلاصه كرد كه فلسفه جهاد ابتدايى احقاق يك حق عظيم و برتر
[١] همان، ٣٣؛ فتح (٤٨)، ٢٨ و صف (٦١)، ٩. [٢] انفال (٨)، ٣٩. [٣] بقره (٢)، ٢٥٦.