جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٥ - جهاد ابتدايى در اسلام
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) از همان آغاز رسالت خود، در مسير جهانى شدن و گسترش اسلام گام برمىداشت. آن حضرت در زمانى كه هنوز از زمان تشكيل نخستين جامعه اسلامى در مدينه چند صباحى بيش نگذشته بود و قدرت مادى و ظاهرى اين جامعه نوپا و نوظهور به هيچ وجه با قدرت ساير حكومتها و دولتهاى موجود در آن عصر، و از جمله دو ابرقدرت ايران و روم، قابل مقايسه نبود؛ آرى در چنين شرايطى، نامه هايى براى امپراطور روم، پادشاهان: ايران، حبشه، اسكندريه، بحرين، و پادشاهان كوچك و بزرگ ديگر نوشتند و آنان را به اسلام دعوت كردند.
اين نامهها همگى لحنى صريح و قاطع داشتند و در آنها از مخاطبان خواسته شده بود كه دعوت پيامبر(صلى الله عليه وآله)را لبيك گويند و اسلام آورده و تسليم حكم خدا گردند. ارسال اين نامهها سبب شد كه بسيارى از افراد در اقصى نقاط جهان آن روز از ظهور اسلام مطّلع شوند و در صدد تحقيق درباره آن بر آيند. حتى در مواردى، برخى از افراد كه طالب حقيقت بودند و اسير هواهاى نفسانى و اغراض شيطانى نبودند اسلام را پذيرفتند. در هر حال پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) تا آن جا كه برايش ميسر بود، مقدمات حركتى مستمر و رو به رشد و كمال را در بستر تاريخ و مسير زندگى بشر فراهم آورد. البته از همان زمان نيز اكثر قريب به اتفاق قدرت مندان و زورمداران، چون دريافتند كه اين آيين نوين، زندگى و منافع و ثروت و قدرت آنان را تهديد مىكند، بر آن شدند تا به هر قيمت از رشد و گسترش، قوّت و قدرت، و دوام و بقاى آن جلوگيرى كنند. اين در حالى بود كه بسيارى از آنان يقين داشتند كه حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) همان پيامبرى است كه انبياى سلف، ظهورش را بشارت داده اند و دينش همان دينى است كه بايد تكميل كننده و به فرجام