حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٠
مقدمه
رهیافت پدیده تصحیف، تحریف، تقطیع، جعل، نقل به معنا و برخی دیگر از آسیبها به حدیث، امری انکارناپذیر است. وجود این آسیبها باعث ضعف سند، اضطراب در متن و تناقض محتوای برخی روایات با یکدیگر میشود. ارائه راهکاری جامع جهت شناسایی و رفع آسیبهای سندی و متنی روایات، امری ضروری است. تخریج حدیث با نمایانساختن اسناد، منابع، موضوعات و متون مختلف هر روایت، کمک شایانی در شناسایی آسیبها و همچنین رفع آنها مینماید. بررسی تطبیقی اسناد مختلف یک روایت در بسیاری موارد، ارسال سند را از بین برده، باعث یافتن سند صحیح برای روایات ضعیف گردیده، راویان مجهول را شناسانده و واسطههای سند را میکاهد. از طرف دیگر، علاوه بر نمایاندن مشترکات حدیثی فریقین، سبب صدور را مشخص نموده و متن حدیث را تبیین میکند.[٣٢٦] مجموع این امور، اعتبار روایت را تا حد زیادی افزایش داده و ضعفهای ظاهری را که در نگاه اولیه به ذهن میآید، از بین میبرد.
هدف این پژوهش نشاندادن جایگاه تخریج در اعتباریابی روایات بوده که فواید متعددی از جمله برطرف ساختن اشکالات سندی و متنی بسیاری از احادیث را در پی دارد. تاکنون در این عرصه نسبت به احادیث شیعه، پژوهشی مستقل منتشر نشده است. تحقیق حاضر در دو بخش اعتباریابی سندی و متنی ارائه میگردد.
الف) اعتباریابی سند
سند یعنی سلسلۀ راویان حدیث از صاحب كتاب تا معصوم(ع) است. امامان شیعه؟عهم؟ بر نقل روایات بهطور مسند سفارش نمودهاند؛[٣٢٧] ایشان نیز در جاهایی كه احتمال میرفت در موضع تهمت قرار گیرند و مخاطب سخن آنها را نپذیرد، روایات خود را از پیامبر(ص) با سند كامل نقل میكردند. سند حدیث در بین اصحاب ائمه؟عهم؟ نیز از جایگاه والایی برخوردار بوده، تا جایی كه حاضر بودند ماهها سختی سفر را تحمل كنند تا بتوانند یك حدیث را با سند عالی (كوتاهتر) و یا معتبرتری نقل كنند.[٣٢٨] بنابراین، یكی از مهمترین راههای اعتبارسنجی روایات بررسی سندی
[٣٢٦]. هر یک از موارد مذکور را میتوان در مقالهای مستقل بررسی کرد.
[٣٢٧]. ر.ک: الكافی، ج١، ص٥٢.
[٣٢٨]. به عنوان نمونه؛ جابر بن عبدالله انصاری، حدیثی را با یك واسطه از عبدالله بن انیس از پیامبر(ص) شنید. برای كمشدن یك واسطه از سلسله سند حدیث و شنیدن مستقیم آن از عبدالله، حاضر شد یك ماه راه از مدینه تا شام را بپیماید. (ر.ك: مسند احمد بن حنبل، ج٣، ص٤٩٥). در دورههای بعد نیز این اهمیت بین علما وجود داشته است. شیخ شمسالدین بن قماح از ابوالعباس مستغفری (صاحب كتاب طب النبی(ص)) نقل میكند: «برای طلب علم به مصر سفر كردم. در آنجا نزد امام ابیحامد مصری رفتم و از او درخواست كردم كه حدیث خالد بن ولید را برایم نقل كند اما او مرا امر كرد كه یكسال روزه بگیرم. من برای دریافت آن حدیث یك سال روزه گرفتم و پس از آن نزد او رفتم و او حدیث را با سند برایم نقل كرد. (ر.ك: كنز العمال، ج١٦، ص١٢٧-١٢٨).