حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٨ - گونهشناسی راویان از حیث جرحپذیری

 

الکتاب أو لواحد من الروات فیصیر أضعف و إذا کانا ضعیفین فأضعف منه.[١٥٨]

ازاین‌رو برخی از متأخران ضمن اعتقاد به متواتربودن مجموعه کتب روایی مورد اعتماد صاحبان کتب اربعه، بر این باور بودند که ندانستن طریق ایشان به کتب متقدم ویا وجود راویان ضعیف و مجهول در طرق لطمه وضرری به صحت حدیث وارد نمی‌کند.[١٥٩] از سوی دیگر هنگامی که انتساب کتب اربعه نیز به مؤلفانش برای ما متواتر باشد، دیگر نیازی نیست که واسطه‌های بین ما و بین نویسندگان کتب بررسی شود و آوردن اسناد در اینگونه مواقع صرفا برای بیان اتصال سند و تیمّن است.[١٦٠]

آیت‌الله بروجردی نیز ضمن پیروی از نظریۀ مجلسی اول، بر این باورند که «تنها دلیل آوردن «مشیخه» توسط صدوق و طوسی به‌این‌جهت بوده که خواننده دریابد که این احادیث مرسل نبوده و مسند بوده‌اند و در بیان انتساب کتب به مؤلفانش نیست؛ زیرا انتساب این کتاب‌ها به نویسندگانش ثابت شده بوده و نیاز به بیان اسناد نبوده است؛ اما مشیخه را صرفا برای تبرک و تیمّن آورده است».[١٦١]

با توجه به گفتار مجلسی، بعید نیست که دلیل عدم توصیف رجالی برخی از راویانِ طرقِ کتبِ روایی مشهور و متواتر توسط قدما همین بوده است. بنابر آنچه گذشت، رجالیان چندان انگیزه‌ای برای توصیف راویان طرق کتب حدیثی نداشته‌اند. تنها راویان طرق کتاب‌های غیر متواتر و مشهور را شایسته بوده تا توصیف نمایند. ازاین‌رو عدم توصیف راویانی چون ابراهیم بن هاشم، احمد بن محمد بن یحیی، احمد بن محمد بن حسن بن ولید، حسین بن حسن بن أبان‌ و علی بن أحمد بن محمد بن أبی‌جید اینست که ایشان بیشتر در طرق کتاب‌های حدیثی شناخته شده و مشهور بوده‌اند. به‌عنوان نمونه هر دو «احمد» یادشده کتاب‌های پدرهایشان (ابن ولید و محمد بن یحیی) را اجازه نقل به دیگران می‌دادند.


[١٥٨]. همان، ص٢٩.

[١٥٩]. الفوائد الرجالیة بحرالعلوم، ج٤، ص٧٧.

[١٦٠]. بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال، ص٤٥ و٤٦.

[١٦١]. کلیات فی علم الرجال، ص٣٩٣.