حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٥ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال
دانشهای مرتبط با پذیرش و ردّ روایت و دانشهای مرتبط با فهم؛ ٣) دانشهای اصلی و دانشهای فرعی؛ ٤) دانشهای کاربردی و دانشهای نظری؛ ٥) دانشهای محوری و دانشهای پشتیبان؛ ٦) دانشهای نظری، دانشهای تطبیقی و دانشهای معین.
حال آنکه با نگاه دقیق و واقعبینانه به حدیث و دانشهای پیرامونی آن، درمییابیم که هر کدام از تقسیمبندیهای فوق، قدرت تجمیع دانشهای همسو را در کنار هم نداشته و مجبور به تولید عناوین اعتباری (چون: دانشهای معین یا میانی) شده است.[٩٨] با عنایت به این مسأله و همچنین با نگاه به ساختار و مواد تشکیلدهنده روایات (سند و متن)، میتوان قالب دیگری را پایهریزی نمود که بهتر بتوان دانشهای حدیثی را با توجه به آن، سامان داد و آن عبارت است از: دانشهای مرتبط با «روایت و نقل حدیث» و دانشهای مرتبط با «درایت و فهم حدیث».
این دو محور، در قبال هر کلام دیگری نیز قابل فرض است و توجیهی عقلایی آن را پشتیبانی میکند. شاید بتوان گفت این تقسیمبندی ریشه در روایات نیز دارد؛ آنجاکه ائمه اطهار؟عهم؟، هنگام مواجهه شیعی با روایات ایشان، دو نوع برخورد را برشمردهاند: «نقل روایت» و «فهم روایت».
از حضرت امیرالمؤمنین(ع) نقلشده که فرمودند:
عَلَیكُمْ بِالدِّرَایاتِ لَا بِالرِّوَایاتِ؛ هِمَّةُ السُّفَهَاءِ الرِّوَایةُ وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَایةُ.[٩٩]
ویا امام صادق(ع) در مواضع متعددی فرمودهاند:
اعْرِفُوا مَنَازِلَ شِیعَتِنَا عِنْدَنَا عَلَى قَدْرِ رِوَایتِهِمْ عَنَّا وَ فَهْمِهِمْ مِنَّا.[١٠٠]
و همچنین میفرمایند:
حَدِیثٌ تَدْرِیهِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ حَدِیثٍ تَرْوِیهِ وَ لَا یكُونُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ فَقِیهاً حَتَّى یعْرِفَ مَعَارِیضَ كَلَامِنَا.[١٠١]
[٩٨] . بهعنوان مثال، اگر دانشها را بخواهیم بر اساس سند و متن تقسیمبندی نماییم، دانش «درایة الحدیث» که به سند و متن حدیث میپردازد ویا دانش «تاریخ صدور حدیث» که ثمرهاش در فهم متن و اعتبارسنجی ظاهر میشود اما بهطور مستقیم به هیچیک از متن و سند نمیپردازد، بلاتکلیف میماند. تعیین دانشهای اصلی و فرعی و یا دانشهای کاملاً نظری و عملی نیز میسور نبوده، نتیجه بهدست آمده، معمولاً مورد قبول حدیثپژوهان قرار نگرفته است.
[٩٩] . کنزالفوائد، ص٣١.
[١٠٠] . الغیبة للنعمانی، ص٢٢.
[١٠١] . معانی الاخبار؛ ص١.