حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٨

غالب اهل سنت، آن را مختص به معصوم نمی‌دانند. دكتر عجاج می‌گوید:

حدیث اختصاص به پیامبر(ص) نداشته و قول صحابه و تابعی را نیز شامل می‌شود.[٣٧٢]

به‌همین‌جهت، در كتاب‌های روایی اهل‌سنّت بسیاری از روایات آن‌ها به پیامبر(ص) نرسیده و به صحابه و یا حتی تابعان ختم می‌شود، به‌عنوان نمونه مطالب فراوانی از حسن بصری به عنوان حدیث نقل شده است.[٣٧٣]

گاهی مطلبی در کتابی، بدون انتساب به معصوم(ع) آمده، اما با مراجعه به متون دیگر و تخریج آن متن، روشن می‌شود که متن موجود حدیث بوده است.

نمونه (١): تفسیر عیاشی مطلبی را از «سماعة» بدون انتساب به معصوم چنین نقل می‌کند:

عن سماعة قال‌ إن اللّه فرض للفقراء من أموال الأغنیاء فریضة... .[٣٧٤]

در نگاه اول چنین نشان می‌دهد که این متن از «سماعة» بوده و کلام امام نیست؛ اما با تخریج آن معلوم می‌شود که متن موجود، حدیث است چون در الکافی متن مزبور با همین سند، به معصوم نسبت داده شده است:

مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى‌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسى‌ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ: عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیاءِ فَرِیضَةً.[٣٧٥]

نمونه (٢): روایتی مرسل در الاختصاص و بدون نسبت‌ به معصوم، بدین‌شرح نقل شده است:

قَالَ: حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ‌ بِالزَّكَاةِ وَ دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَة.[٣٧٦]

این روایت نیز به شكل سند معلق در من لایحضرالفقیه[٣٧٧] آمده است. با تخریج حدیث فوق، روایت از ارسال خارج می‌شود؛ زیرا در الكافی با سند كامل ذکر شده که عبارت است از:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ عَلِی بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى قَالَ...[٣٧٨]


[٣٧٢]. ر.ك: اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، ص١٩و٢٧.

[٣٧٣]. ر.ك: مجموعه مباحث رجالی استاد سید جواد شبیری، (نسخه دست نویس موجود در كتابخانه مركز تخصصی حدیث)، ج٣، اسناد كامل الزیارات. البته اکثر اهل‌سنت، حدیث پیامبر(ص) را به‌صورت مطلق به‌کار برده و کلمه حدیث درباره سخن دیگران را با مضاف الیه به‌کار می‌برند ولی به هر حال، هر دو را حدیث می‌شمارند.

[٣٧٤]. تفسیر العیاشی، ج‌٢، ص٢١٠، ح٣٦.

[٣٧٥]. الكافی (دارالحدیث)، ج‌٧، ص١٢.

[٣٧٦]. الإختصاص، ص٢٥.

[٣٧٧]. من لایحضره الفقیه، ج‌٢، ص٤، ح١٥٧٦.

[٣٧٨]. الكافی، ج‌٤، ص٦١، ح٥.