جهان بینی توحیدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
وادار به پذیرش کرد . علی ( علیه السلام ) کراهت شخصی و مسؤولیت شرعی
خود را این طور بیان میکند :
« لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی
العلماء ان لایقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها
و لسقیت اخرها بکاس اولها » .
اگر گرد آمدن مردم نبود ، و اگر نبود که با اعلام نصرت مردم ، بر من
اتمام حجت شد ، و اگر نبود که خداوند از دانایان پیمان گرفته که آنجا که
مردم به دو گروه تقسیم میشوند : گروهی پرخور که از بس خوردهاند " ترش
" کردهاند و گروهی گرسنه و محروم ، اگر اینها نبود من افسار مرکب خلافت
را روی شانهاش میانداختم و رهایش میکردم و کاری به کارش نداشتم .
همه میدانیم که علی پس از عهده دار شدن مسؤولیت دو کار را وجهه همت
و در راس برنامه خود قرار داد : یکی پند و اندرز و اصلاح روحیه و اخلاق
مردم و بیان معارف الهی که نمونهاش نهج البلاغه است ، و دیگر مبارزه با
تبعیضات اجتماعی . علی تنها به اصلاح درون و آزادسازی معنوی قناعت نکرد
، همچنانکه تنها اصلاحات اجتماعی را کافی ندانست ، در دو جبهه دست به
اصلاح زد . آری این است برنامه اسلام .
این بود که اسلام در دستی منطق دعوت و برنامه تعلیم و تربیت در راه
یگانگی فردی و اجتماعی انسانها در جهت خداپرستی داشت و در دستی دیگر
تیغ برای قطع روابط نامتعادل انسانی و درهم ریختن طبقات اجتماعی و درهم
شکستن طاغوتها .
جامعه بیطبقه اسلامی یعنی جامعه بیتبعیض ، جامعه
[١] نهج البلاغه ، خطبه شقشقیه ( خطبه ٤ ) .