آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٩٥ - لامع اول در معرفت حقيقت دنيا و فوايد آن به نسبت با طايفهاى و آفات و غوائل آن به نسبت با طايفهاى ديگر
شعر
|
غبنى باشد عظيم و دردى بكمال |
بر مزبله، قصرِ شه فراموش شده |
|
و مثال ايشان چون حاجيى است كه در ميان باديه به تعهد و إعداد آب و علف مركوب خود مشغول شود و كعبه را كه مقصود اصلى است فراموش كند تا قافله بگذرد و او را در باديه، جوع و عطش هلاك كند و طعمه حشرات و سباع شود يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ[١].
بيت
|
راهى است ترا پيش كه مىبايد رفت |
اينجا اگرت مراد بر نايد بايد رفت |
|
|
تن آلت توست تا به جايى برسى |
تو آلت تن شوى كجا شايد رفت |
|
٢٦. بعد تمهيد[٢] هذه المقدمة، ببايد دانست كه اعيان دنيا از آن روى كه اعيان دنياست مذموم نيست؛ امّا تعلق و محبت آدمى بدان مذموم است، لهذا صاحب شريعت ٧ از اين معنى چنين بيان كرده است كه «حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة»[٣] و اگر نه اعيان صلاحيت آن دارد كه تارة به اعلى علّيّين ترقى دهد و تارة به أسفل السافلين كشد.
[١] - سوره توبه( ٩)، آيه ٣٨.
[٢] - پ:- تمهيد.
[٣] - مصباح الشريعة، باب ٣١ در زهد، از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نقل كرده است و در غرر و درر، ذيل حرف« ح» از على ٧ دانسته است.