نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٤٢
معاويه براى ولىعهدى فرزندش، پس از سخنانى درباره لياقت يزيد براى رسيدن به خلافت و تصدّى اين مقام، حديثى يا احاديثى را از صحيح بُخارى[١] مبنى بر بيعت عبداللَّه بن عمر با يزيد آورده است و در ادامه مىگويد:
فهذه الأخبار الصحاح كلّها تعطيك أنّ ابن عمر كان مسلّماً في أمر يزيد وأنّه بايع وعقد له والتزم ما التزم الناس ودخل فيما دخل فيه المسلمون، وحرّم على نفسه ومن إليه بعد ذلك أن يخرج على هذا أو ينقضه، وظهر لك أنّ من قال: إنّ معاوية كذب في قوله: بايع ابن عمر ولم يبايع وأنّ ابن عمر وأصحابه سئلوا فقالوا: لم نبايع. فقد كذب، وقد صدق البخاري في روايته قول معاوية على المنبر: إنّ ابن عمر قد بايع؛
اين احاديث مىرساند كه ابن عمر تابع خلافت يزيد بوده و ولايت او را پذيرفته و با او بيعت كرده و به خلافت يزيد به همان كيفيتى كه مردم ملتزم بودند، ملتزم شده و با اين بيعت در آنچه مسلمانان بر آن بودند داخل شد. علاوه بر اين، بر خود، فرزندان و يارانش مخالفت با يزيد را حرام نمود و بعد از آن معاويه بالاى منبر اعلام كرد: عبداللَّه بن عمر با يزيد بيعت كرده است و هر كس بگويد كه معاويه دروغ گفته است و عبداللَّه بن عمر با يزيد بيعت نكرده، خود او دروغگوست.
بنابراين، نخستين صحابى كه حكومت، خلافت و ولايت يزيد به او مستند شد و قوام پيدا كرد، عبداللَّه بن عمر است.
ابن عربى مالكى مىافزايد:
فإن قيل: كان يزيد خمّاراً.
قلنا: لا يحلّ إلّابشاهدين، فمن شهد بذلك عليه؟[٢]
[١] - گفتنى است كه اهل سنّت درباره صحيح بُخارى مىگويند:« اصحّ الكتب بعد القرآن»
[٢] - العواصم من القواصم: ٢٠٩- ٢١١