آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٢٢٢
شود ... اما من به نام پادشاه شما كه سوگند خوردهام كه تماميت ارضى مملكت، وحدت ملى و مذهب شيعه اثناعشرى را حفظ كنم، بار ديگر در برابر ملت ايران سوگند خود را تكرار مىكنم و متعهد مىشوم كه خطاهاى گذشته و بىقانونى و ظلم و فساد ديگر تكرار نشده، بلكه خطاها از هر جهت جبران نيز گردد ....
من نيز پيام انقلاب شما ملت ايران را شنيدم. من حافظ سلطنت مشروطه كه موهبتى الهى است كه از طرف ملت به پادشاه تفويض شده است هستم و آنچه را كه شما براى بهدست آوردنش قربانى دادهايد تضمين مىكنم.
تضمين مىكنم كه حكومت ايران در آينده بر اساس قانون اساسى، عدالت اجتماعى و اراده ملى و به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود ... من در اينجا از آيات عظام و علماى اعلام كه رهبران روحانى و مذهبى جامعه و پاسداران اسلام و به خصوص مذهب شيعه هستند، تقاضا دارم تا با راهنمايىهاى خود و دعوت مردم به آرامش و نظم، براى حفظ تنها كشور شيعه جهان بكوشند. من از رهبرى فكرى جوانان مىخواهم تا با دعوت آنان به آرامش و نظم، راه مبارزه اصولى براى برقرارى يك دموكراسى واقعى را هموار كنند ....
در اين لحظات تاريخى بگذاريد همه به ايران فكر كنيم. بدانيد كه در راه انقلاب ملت ايران عليه استعمار، ظلم و فساد، من در كنار شما هستم و براى حفظ تماميت ارضى، وحدت ملى و حفظ شعارهاى اسلامى و برقرارى آزادىهاى اساسى و پيروزى و تحقق خواستها و آرمانهاى ملت ايران همراه شما خواهم بود.[١]
شاه در حالى اين سخنان را بيان كرد كه در طول بيش از پنجاه سال سلطنت، خود و پدرش، به هيچيك از مطالبى كه در آن روز به آن اعتراف كرد، اعتنايى نداشتند. او در حالى اين سخنان را مىگفت كه چهرهاش به دليل ابتلا به سرطان كه از سال ١٣٥٢ آن را مخفى كرده بودند، بيمارگونه و مضطرب بود.
دولت نظامى
پس از سخنان شاه و اعلام دولت نظامى ازهارى و برقرارى حالت فوقالعاده در كشور، اين
[١]. روزشمار انقلاب اسلامى، ج ٧، ص ٣٧٩- ٣٧٧