حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٨٥ - فصل پانزدهم در بيان صفتى چند است كه در آيات و اخبار از براى بهشت وارد شده است و اعتقاد بآنها لازم است
ايشان نيست كه فرزند يا پدر يا يكى از اقارب يا دوستان خود را در بهشت نه بيند و چون او را در بهشت نه بيند شك نخواهد كرد كه البته در جهنم است پس چگونه گوارا ميشود نعيم بهشت بر كسى كه دوست يا دوستان او در جهنم معذب است حضرت فرمود بعضى از اهل علم گفتهاند كه خدا چنين ميكند كه ايشان فراموش ميكنند آنها را و بعضى گفتهاند انتظار قدوم ايشان ميكشند و اميد دارند كه آنها در اعراف باشند.
مؤلف گويد كه تردد حضرت در جواب شايد باعتبار قصور فهم سائل باشد و قطع نظر از روايت ميتواند بود كه در آن نشأه كه اغراض فاسده دنيوى برطرف شود و محبت ايشان از براى محبوب حقيقى خالص گردد از دشمنان خدا تبرى كنند و با ايشان عداوت بهم رسانند و از عذاب آنها متلذذ شوند همچنانكه در دنيا نيز دوستان خدا قطع محبت از دشمنان خدا كرده بودند و با ايشان مقاتله و محاربه ميكردند و بدست خود ايشان را ميكشتند و لذت از آن ميبردند و حقتعالى فرموده است نمييابى قومى را كه ايمان آوردهاند بخدا و روز قيامت دوستى كنند با كسى كه دشمنى كند با خدا و رسول او هر چند بوده باشند پدران ايشان يا فرزندان ايشان يا برادران ايشان يا خويشان ايشان بآيه كريمه يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ فى الجمله شهادت بر اين مدعا مىدهد و ميتواند بود كه وجه اصل اين باشد و حضرت از براى قصور فهم سائل ذكر نفرموده و آن دو وجه را كه موافق فهم او بوده از ديگران نقل فرموده باشند و اللّه يعلم- و على بن ابراهيم روايت كرده است از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله كه فرمود چون داخل بهشت شدم شجره طوبى را ديدم كه آن در خانه على عليه السّلام بود و در بهشت قصرى و منزلى نيست مگر آنكه در آنجا شاخى از شاخهاى او هست و اعلايش سبدها است كه مملو از حلهاى بهشت است از سندس و استبرق از براى هر بنده مؤمنى هزار هزار سبد است و در هر سبدى صد هزار حله كه هيچ حله شبيه بديگرى نباشد برنگهاى مختلف و اينها جامههاى اهل بهشت است و وسط آن درخت سايهايست كشيده شده در عرض بهشت كه بقدر عرض جميع آسمانها و زمين است مهيا شده است از براى آنها كه ايمان آوردهاند بخدا و رسولان او و سواره تندرو كه در سايه آن صد سال به تازد آن را قطع نميكند اينست كه حقتعالى فرموده است وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ و پائينش ميوههاى اهل بهشت است و طعام ايشان كه در خانههاى ايشان آويخته است در هر تركه صد رنگ و صد نوع از ميوه باشد از آنچه ديدهاند در دنيا و از آنچه نديدهاند و آنچه شنيدهاند و از آنچه نشنيدهاند و هر ميوه را كه بچينند بجاى آن مثل آن برويد چنانچه فرموده است لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ و جارى شود نهرى در زير آن درخت كه منفجر