تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤ - تفسير
پيامبر ص مىگويد:" در محضرش اين آيه را خواندم، پيامبر ص زشتى تكبر و نتائج سوء آن را برشمرد به حدى كه من گريه كردم، فرمود: چرا گريه مىكنى؟ گفتم: من دوست دارم لباسم، جالب و زيبا باشد و مىترسم با همين عمل جزء متكبران باشم فرمود: نه تو اهل بهشتى و اينها علامت تكبر نيست، تكبر آن است كه انسان در مقابل حق، خاضع نباشد و خود را بالاتر از مردم بداند و آنها را تحقير كند (و از اداى حقوق آنها سرباز زند)".
خلاصه اينكه از جمله اخير آيه برمىآيد كه سرچشمه اصلى شرك و پايمال كردن حقوق مردم غالبا خودخواهى و تكبر است و اداى حقوق فوق مخصوصا در مورد بردگان و يتيمان و مستمندان و مانند آنها نياز به روح تواضع و فروتنى دارد [١]
[١]- بايد توجه داشت كه" مختال" از ماده" خيال" به معنى كسى است كه با يك سلسله" تخيلات" خود را بزرگ مىپندارد، و اگر مىبينيم به است" خيل" گفته مىشود نيز به- خاطر آن است كه هنگام راه رفتن شبيه متكبران گام برمىدارد، و" فخور" از ماده" فخر" به معنى كسى است كه فخرفروشى مىكند، بنا بر اين تفاوت ميان اين دو كلمه در اينجا است كه يكى اشاره به تخيلات كبرآلود ذهنى و ديگرى به اعمال تكبرآميز خارجى است.