تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - تعدد زوجات يك ضرورت اجتماعى است
عمر بدون همسر باقى بمانند و تمام نيازهاى فطرى و خواستههاى درونى خود را سركوب كنند.
٢- مردان فقط داراى يك همسر قانونى باشند ولى روابط آزاد و نامشروع جنسى را با زنانى كه بىشوهر ماندهاند به شكل معشوقه برقرار سازند.
٣- كسانى كه قدرت دارند بيش از يك همسر را اداره كنند و از نظر" جسمى" و" مالى" و" اخلاقى" مشكلى براى آنها ايجاد نميشود و قدرت بر اجراء عدالت كامل در ميان همسران و فرزندان خود دارند به آنها اجازه داده شود كه بيش از يك همسر براى خود انتخاب كنند. مسلما غير از اين سه راه، راه ديگرى وجود ندارد.
اگر بخواهيم راه اول را انتخاب كنيم بايد با فطرت و غرائز و نيازهاى روحى و جسمى بشر به مبارزه برخيزيم و عواطف و احساسات اينگونه زنان را ناديده بگيريم، اين مبارزهاى است كه پيروزى در آن نيست و به فرض كه اين طرح عملى شود جنبههاى غير انسانى آن بر هيچ كس مخفى نيست.
به تعبير ديگر مسئله تعدد همسر را در موارد ضرورت نبايد تنها از دريچه چشم همسر اول، مورد بررسى قرار داد، بلكه از دريچه چشم همسر دوم نيز بايد مورد مطالعه قرار گيرد، و آنها كه مشكلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان ميكنند كسانى هستند كه يك مسئله سه زاويهاى را تنها از يك زاويه نگاه ميكنند زيرا مسئله تعدد همسر، هم از زاويه ديد مرد و هم از زاويه ديد همسر اول و هم از زاويه ديد همسر دوم بايد مطالعه شود و با توجه به مصلحت مجموع، در اين باره قضاوت كنيم.
و اگر راه دوم را انتخاب كنيم بايد فحشاء را به رسميت بشناسيم و تازه زنانى كه به عنوان معشوقه مورد بهرهبردارى جنسى قرار ميگيرند نه تامينى دارند و نه آيندهاى، و شخصيت آنها در حقيقت لگدمال شده است و اينها امورى نيست كه هيچ انسان عاقلى آن را تجويز كند.