تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - فرمان عفو عمومى
فرار كرده بودند، اطراف پيامبر ص را گرفته و ضمن اظهار ندامت تقاضاى عفو و بخشش كردند.
خداوند در اين آيه به پيامبر ص دستور عفو عمومى آنها را صادر كرد و پيامبر ص با آغوش باز، خطاكاران توبهكار را پذيرفت.
در آيه فوق، نخست اشاره به يكى از مزاياى فوق العاده اخلاقى پيامبر ص شده و مىفرمايد: در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدى در حالى كه اگر خشن و تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مىشدند.
" فظ" در لغت به معنى كسى است كه سخنانش تند و خشن است، و غليظ- القلب به كسى ميگويند كه سنگدل مىباشد و عملا انعطاف و محبتى نشان نمىدهد بنا بر اين، اين دو كلمه گرچه هر دو بمعنى خشونت است اما يكى غالبا در مورد خشونت در سخن و ديگرى در مورد خشونت در عمل به كار مىرود و به اين ترتيب خداوند اشاره به نرمش كامل پيامبر ص و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهكار مىكند.
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ سپس دستور مىدهد كه از تقصير آنان بگذر، و آنها را مشمول عفو خود گردان و براى آنها طلب آمرزش كن يعنى نسبت به بىوفايىهايى كه با تو كردند و مصائبى كه در اين جنگ براى تو فراهم نمودند از حق خود درگذر و من براى آنها نزد تو شفاعت مىكنم، و در مورد مخالفتهايى كه نسبت به فرمان من كردند، تو شفيع آنها باش و آمرزش آنها را از من بطلب.
بعبارت ديگر آنچه مربوط به حق تو است عفو كن و آنچه مربوط بحق من است من مىبخشم پيامبر ص به فرمان خدا عمل كرد و آنها را بطور عموم مشمول عفو خود ساخت.
روشن است كه اينجا يكى از موارد روشن عفو و نرمش و انعطاف بود و اگر پيامبر ص غير از اين مىكرد زمينه براى پراكندگى مردم كاملا فراهم بود،