تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - تفسير قانون عمومى مرگ
اما آنها كه با تربيت و تمرين و آموزش و پرورش خود را تدريجا كنترل مىنمايند و به مقام نفس مطمئنه (روح آرام شده) مىرسند نجات يافتگان واقعى محسوب مىشوند، و احساس امنيت و آرامش مىكنند.
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ اين جمله، بحث گذشته را تكميل مىكند و مىگويد: زندگى دنيا تنها يك تمتع و بهرهبردارى غرورآميز است. اين زندگى و عوامل سرگرم كننده آن از دور فريبندگى خاصى دارد، اما بهنگامى كه انسان به آن نائل مىگردد، و از نزديك آن را لمس مىكند، معمولا چيزى تو خالى بنظر مىرسد، و معنى" متاع غرور" نيز چيزى جز اين نيست ..
بعلاوه لذات مادى از دور، خالص بنظر مىرسند، اما بهنگامى كه انسان به آن نزديك مىشود مىبيند آلوده با انواع ناراحتىهاست و اين يكى ديگر از فريبندگىهاى جهان ماده است.
همچنين انسان غالبا به فناپذيرى آنها توجه ندارد اما به زودى متوجه مىشود كه چقدر آنها سريع الزوال و فناپذيرند.
البته اين تعبيرات در قرآن و اخبار، مكرر آمده است و هدف همه آنها يك چيز است و آن اين است كه انسان، جهان ماده و لذات آن را، هدف نهايى خود قرار ندهد كه نتيجهاش غرق شدن در انواع جنايات و دور شدن از حقيقت و تكامل انسانى است، ولى استفاده از جهان ماده و مواهب آن بعنوان يك وسيله براى نيل به تكامل انسانى، نه تنها نكوهيده نيست بلكه لازم و ضرورى مىباشد.