تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - تفسير
تفسير:
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ از اينجا آياتى شروع مىشود كه در باره يك حادثه مهم و پر دامنه اسلامى يعنى جنگ" احد" نازل شده است زيرا از قرائنى كه در آيات فوق وجود دارد استفاده مىشود كه اين دو آيه بعد از جنگ احد نازل شده و اشاره به گوشهاى از جريانات اين جنگ وحشتناك مىكند و بيشتر مفسران نيز بر همين عقيدهاند.
در آغاز اشاره به بيرون آمدن پيامبر از مدينه براى انتخاب لشكرگاه در دامنه احد كرده و مىگويد:" بخاطر بياور اى پيامبر آن روز را كه صبحگاهان از مدينه از ميان بستگان و اهل خود بيرون آمدى تا براى مؤمنان پايگاههايى براى نبرد با دشمن آماده سازى".
در آن روز گفتگوهاى زيادى در ميان مسلمانان بود و همانطور كه در شرح حادثه احد بزودى اشاره خواهيم كرد در باره انتخاب محل جنگ و اينكه داخل مدينه يا بيرون مدينه بوده باشد، در ميان مسلمانان اختلاف نظر شديد بود، و پيامبر پس از مشورت كافى نظر اكثريت مسلمانان را كه جمع زيادى از آنان را جوانان تشكيل مىدادند انتخاب كرد و لشكرگاه را به بيرون شهر و دامنه كوه احد منتقل ساخت، و طبعا در اين ميان افرادى بودند كه در دل مطالبى پنهان مىداشتند و به جهاتى حاضر باظهار آن نبودند جمله" وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ" گويا اشاره به همه اينها است يعنى" خداوند هم سخنان شما را مىشنيد و هم از اسرار درون شما آگاه بود".
إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا ...
سپس به گوشه ديگرى از اين ماجرا اشاره كرده مىفرمايد:" در آن هنگام دو طايفه از مسلمانان (كه طبق نقل تواريخ" بنو سلمه" از قبيله اوس و" بنو حارثه"