تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤ - حسدها، در جنايات
و بايد آن را به منزله موحشترين دشمن سعادت تلقى كرد و در دفع آن كوشيد.
جوامعى كه افراد آن را اشخاص حسود و تنگ نظر تشكيل مىدهند جوامعى عقب افتاده هستند، زيرا همانطور كه گفتيم حسود هميشه مىكوشد تا ديگران را به عقب بكشد و اين درست بر خلاف روح تكامل و ترقى است.
٣- از همه اينها گذشته حسد اثرات بسيار نامطلوبى روى جسم و سلامت انسان مىگذارد، و افراد حسود معمولا افرادى رنجور و از نظر اعصاب و دستگاههاى مختلف بدن غالبا ناراحت و بيمارند، زيرا امروز اين حقيقت مسلم شده كه بيماريهاى جسمانى در بسيارى از موارد عامل روانى دارند، و در طب امروز بحثهاى مشروحى تحت عنوان بيماريهاى" روانتنى" ديده مىشود كه به اين قسمت از بيماريها اختصاص دارد.
جالب اينكه در روايات پيشوايان اسلام روى اين موضوع تكيه شده است:
در روايتى از على ع مىخوانيم
صحة الجسد من قلة الحسد
" تندرستى از كمى حسد است" و در جاى ديگر ميفرمايد:
" العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد
: عجيب است كه حسودان از سلامت جسم خود بكلى غافلند" و حتى در پارهاى از احاديث مىخوانيم كه حسد پيش از آنكه به محسود زيان برساند از حسود شروع مىكند، و تدريجا او را به قتل مىرساند! ٤- از نظر معنوى حسد نشانه كمبود شخصيت و نادانى و كوتاه فكرى و ضعف و نقص ايمان است، زيرا حسود در واقع خود را ناتوانتر از آن مىبيند كه به مقام محسود و بالاتر از آن برسد و لذا سعى مىكند محسود را به عقب برگرداند، به علاوه او عملا به حكمت خداوند كه بخشنده اصلى اين نعمتها است معترض است و نسبت به اعطاى نعمت به افراد از طرف خداوند ايراد دارد، و لذا در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم"
الحسد اصله من عمى القلب و الجحود لفضل اللَّه تعالى و هما جناحان للكفر و بالحسد وقع ابن آدم فى حسرة الابد و هلك