تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣ - تفسير هر گونه خيانتى ممنوع
مىشود.
بعضى از مفسران، گفتهاند: منظور از حمل كردن بر دوش، يا همراه خود آوردن اين نيست كه عين چيزى را كه در آن خيانت كرده بر دوش كشد، بلكه منظور، حمل مسئوليت آنها است ولى با توجه به مسئله تجسم اعمال آدمى در قيامت، هيچ لزومى براى اين تفسير نيست، بلكه همانطور كه ظاهر آيه فوق گواهى مىدهد، عين چيزهايى كه در آن خيانت شده بعنوان سند جنايت بر دوش خيانت- كنندگان و يا بهمراه آنها خواهد بود.
ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ سپس بهر كس آنچه انجام داده و بدست آورده، داده مىشود يعنى مردم اعمال خود را عينا در آنجا خواهند يافت و بهمين دليل، ظلم و ستمى در باره هيچكس نمىشود، چرا كه بهر كس آن مىرسد كه خود، تحصيل كرده است، چه خوب باشد يا بد.
آيه فوق و احاديثى كه در نكوهش خيانت از پيامبر ص صادر شده بود اثر عجيبى در تربيت مسلمانان گذاشت و آن چنان پرورش يافتند كه غالبا كمترين خيانت، مخصوصا در غنائم جنگى و اموال عمومى از آنها سر نمىزد و چنان بود كه غنائم گرانبها و در عين حال كم حجم را كه خيانت در آن، چندان مشكل نبود كاملا دست نخورده به خدمت پيامبر ص و يا زمامدارانى كه بعد از آن حضرت روى كار آمدند، مىآوردند بطورى كه مايه اعجاب هر بينندهاى بود، اينها همان عرب وحشى و غارتگر زمان جاهليت بودند كه در پرتو تعليمات اسلام به اين درجه از تربيت انسانى رسيده بودند.
گويا صحنه قيامت را در برابر چشم خود مىديدند در حالى كه مردم خيانتگر اموالى را كه در آن خيانت كردهاند در برابر چشم همگان بر دوش مىكشند و همين ايمان به آنها هشدار مىداد كه از فكر خيانت نيز، صرفنظر كنند.
طبرى در تاريخ خود، نقل مىكند هنگامى كه مسلمانان وارد مدائن شدند،