تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - بيگانگان را محرم اسرار خود نسازيد
غير از هم مسلكان خود براى خود، دوست و همرازى انتخاب نكنند، و بيگانگان را از اسرار و رازهاى درونى خود با خبر نسازند. يعنى كفار شايستگى دوستى شما را ندارند، و نبايد آنان دوست و محرم اسرار شما باشند. كفار در رساندن شر و فساد نسبت به مسلمانان كوتاهى نمىكنند (لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا).
هرگز سوابق دوستى و رفاقت آنها با شما مانع از آن نيست كه به خاطر جدايى در مذهب و مسلك آرزوى زحمت و زيان شما را در دل خود نپرورانند، بلكه پيوسته علاقه آنها اين است كه شما در رنج و زحمت باشيد. (وَدُّوا ما عَنِتُّمْ) آنها براى اينكه شما از مكنونات ضميرشان آگاه نشويد، و رازشان فاش نگردد، معمولا در سخنان و رفتار خود مراقبت مىكنند، و با احتياط و دقت حرف مىزنند، ولى با وجود اين، آثار عداوت و دشمنى از لابلاى سخنان آنها آشكار است و گاه بطور ناخودآگاه سخنانى بر زبان مىآورند، كه مىتوان گفت همانند جرقهايست از آتش پنهانى دلهاى آنها، و مىتوانيد از آن، به ضمير باطن آنان پىببريد (قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ).
اين آيه حقيقتى را بيان مىكند كه امير مؤمنان ع در سخنان خود توضيح فرموده است، آنجا كه مىفرمايد:
" ما اضمر احد شيئا الا ظهر فى صفحات وجهه او فلتات لسانه
"." هيچ كس در ضمير باطن، رازى را پنهان نمىدارد، مگر اينكه از رنگ چهره و لابلاى سخنان پراكنده و خالى از توجه او آشكار مىشود".
خلاصه اينكه خداوند بدين وسيله طريقه شناسايى باطن دشمنان را نشان داده، و از ضمير باطن و راز درونيشان خبر مىدهد و مىفرمايد: آنچه از عداوت و دشمنى در دل خود پنهان كردهاند، بمراتب از آنچه بر زبان مىآورند بزرگتر است. (وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ).
سپس اضافه نموده: ما براى شما اين آيات را بيان كرديم، كه اگر در آن تدبر